
یا رب العباس
من آن غلام سیه رویم که دلم زخمیه گناه است وتنم سوخته ی تاریکی ....غبار حریم تو را به آغوش جان کشیدم ........................
بوی خوش تنم , مستانه ی جانم , اعجازغبار حریم توست ..................
دست گدایی به سوی تو دراز میکنم .... دست خالیه من و دامن کرم تو .... دست من کاسه ای تشنه...
ارباب !
تشنه ام ... مرا نیز میان طفلان خیمه ها سیراب کن ... عطش تو تمام مرا احاطه کرده ... عشقت به تنم زیادی میکند.. جان نحیف من تاب این همه مستی را ندارد ... دل من نیز کنار رقیه ی حسین چشم به راه است...چشم به راه علقمه ...
ای من به فدای چشمان خونبارت آن هنگام که سر بر بالین حسین می گریستی ....
من به فدای تو در آن دم که مشک آبرو را به دندان غیرت کشیدی ....
جوانی ام فدای شریان سرخ دستانت در آن نفس که قربانیه حسین حق گشتی ....
من فداییه نام تو که فرق مردانگی ات به پای ثارالله گلگون شکافت....
بی تابم ..بی تاب زینبت که چادر تنهایی اش بی تو میان حرامی ها خاکی شد ....
ای حنجره ی خونین فریاد دین!

نظر کن !
تا برای تو بمیرم ....
مرا مست بمیران !
گدای علقمه
علی علی

