و سلام بر جوانی که حسین بن علی(ع) از برایش بسیار گریست .....
سلام بر زاده ی حیدر کرار
ادامه ی مطلب....
برای تحلیل اینکه آیا عمل عملی عقلایی است باید ویژگی های عقل و عقلانی عملکردن رو بدانیم...
عقل چیست؟؟
عقل یک حس لطیف و به نوعی یک عشق است...
عقل یک آنالیز گر است و با نیروی خود بهترین گزینه رو انتخاب می کند و به قول یکی از بزرگان یک حس برترگراست ....
ابتدا نیروی تفکر راه های ممکن رو انتخاب می کندو سپس در اختیار عقل قرار می دهد و بعد عقل بهترین گزینه را انتخاب می کند....
از ویژگی های عقل اینست که ابتدای راه آن سخت به نظر می رسد اما انتها و عاقبتی خوش دارد
و از ویژگی های احساس و با دل رفتار کردن اینست که ابتداا راحت و شیرین و انتهای آن سخت است...
حال منابع عقل چیست؟؟؟
اول:دین خداوند متعال(در حال حاضر تنها دین اسلام به مذهب تشیع عقلا و منطقا)
دوم:عقل سلیم
سوم:علم صحیح
چهارم:عرفان قابل اعتماد
و پنجم:تجربه ی قابل اعتماد.....
پس درواقع رفتار یک مومن شرعا و "عقلا" قابل تفسیر است چرا که شرع مبنای عقل قرار داده شده است....
توجیه عملکرد سردار عشق مولا ابوالفضل العباس(ع):
خب لازم است نگاهی به زمان واقعه بیاندازیم...
رود علقمه است....
همگان نظاره می کنند.....حتی دشمنان هم متعجب از عمل عباس(ع)
می گفتند:آیا درست می بینیم؟؟؟عباس آب ننوشید؟؟؟
اولین دلیل بر نشان از عقل عباس که از ویژگی های عقل است" ابتدائا عمل عقلانی سخت است" و "اگر آب می نوشید ابتدائا و نفسا راحت می بود".....
به خارج از رود آمد....الله اکبر....رجززیبایی خواند....حال انشاالله به نحو عمیق تر رویکرد عقلانی عباس (ع) را از رجز هایش که حقا عین مطلب است پی خواهیم برد....
یا نفس من بعد الحسین هونی......................................................وبعده لا کنت ان تکونی
هذا الحسین واردالمنونی............................................................و تشربین باردالمعینی
(ای نفس!بعد از حسین،زندگی تو ارزش ندارد و نباید بعد از او باقی بمانی.این حسین است که لب تشنه و در خطر مرگ است. می خواهی آب گوارا و خنک بیاشامی، سوگند به خدا؛دین من اجازه ی چنین کاری را نمی دهد..)
از سخن متواتر حضرتش بر امد که علاوه بر جهاد با کفار که جهاد اصغر است مهلکه ی اصلی جهاد وی جهاداکبر که جهاد با نفس است می باشد چرا که این زمان سخت ترین زمان ممکنه در نبرد با کفار در روز عاشورا برای حضرت عباس (ع) بود.....
در جایی دیگر فرمود "ولله" ...
در چه جایی می توان قسم خورد؟؟؟جزای قسم دروغ خوردن نه در این دنیا بلکه در آن دنیا چیست؟؟؟
آیا آل الله و بهتر بگویم عباس قسم دروغ می خورد؟؟؟آیا حتی قسمی می خورد که ذره ای در دل خود هدف و میلی غیر از آن داشته باشد؟؟؟
جراکه او عباس (ع) است و پیرو ی اهل بیت حتی او از سلمان که به قول رسول اکرم (ص) که فرموند سلمان از ما اهل بیت است و پیرو ی ماست و نه مرحله ی ایمان را طی نموده نیز بسی بالاتر است....
پس اگر در ذکر "ولله"عباس(ع) ذره ای غلو نمو ده بود دیگر عباس عباس نبود و شهیدانبه وی غبطه نمی خوردند.....دیگر در هنگام شهادت حضرت زهرا(س) به بالای سر وی نمی امد و او را"پسرم" خطاب نمی نمود...
چرا که این عمل برای فردی در مرتبه ی عباس(ع) گناهی است کبیره....
در جای دیگر هست که مولا عباس(ع) فرمود ولله دین من....خب (رجوع شود به منابع عقل که در بالا ذکر شد) همانطور که ذکر کردیم دین خدا اولین منبع از منابع عقل و فکر است..
در ایام ضربت خوردن مولا امیر المومنین علی بن ابیطالب(ع) حضرت دستان فرزندش عباس(ع) رادر دستان سید الشهدا و الصدیقین حسین(ع) قرار داد و به او فرمود:((پسرم!هنگامی که روز عاشورا فرارسید و بر شریعه ی آب وارد شدی، مبادا آب بیاشامی در حالی که برادرت تشنه است)).
عقل ایجاب می کند برای رسیدن عباس به مرتبه ی معنوی تر و زیباتر عباس (ع) از آب می گذشت.
اما عباس(ع) باز هم به حالت بر تر برای خود فکر نمی کرد(کما اینکه خواه نا خواه خدا شاهد عشق بازی عباس است)
پس چرا؟
عباس(ع) با عقل بهترین حالت را انتخاب نمود!!
خب حرکت وثبات عقیدتی و فعلی عباس(ع) از دو جهت از حیث شرعی قابل اثبات است:
اول: اطاعت از امر ولی امر و تبعیت بی چون و چرا از دستورامام زمان امیر المومنین (ع)
دوم:اطاعت از فرمان پدر
سوم: از خود گذشتن به علت ایثار و رسیدن به مقام ایثارگری
"اطاعت از امر ولی خداوند همان حیث شرعی بود و از آن جهت که عمل بر طبق شرع و دین خداوند از منابع و مبانی عقل است پس حضرت عباس(ع) در علقمه با عقل و عشق آب را نوشید"
کما اینکه عرایضه بنده از گفته های حضرتش مشهود است.
کلمه ی دیگری به چشم میخورد و آن "دین من" بود که حضرت قبل آن قسم جلاله می خورد....
می فرماید:ولله اینکار(نوشیدن آب قبل از مولایم) در دین(دین شرعی و اخلاعی و تکاملی) من نیست..
این خود فی نفسه نمایان حالت ایثار حضرت است یعنی حضرت مقام ایثارگری را دارا می باشد
که ایثارگری هم خود یکی دیگر از مراتب بالای عرفانی و اخلاقی و دربعضی موارد و(خیلی کم)ظایف شرعی است
خب دینی که حضرت دم از آن می زند از چه بخش هایی تشکیل شده است؟؟
دین حضرت ( و یا هر انسان موحد، مسلمان و شیعه) متشکل است ازشرع الهی،عرف سلیم(که خود متشکل است از کلیه ی خوی ها، آداب و رسوماست )عقل و عشق و کلیه ی ریز بخش های فعلی ،عملی و لفظی که باز هم بر مبنای شرع و حکم الهی است .
پس هنگامی که حضرت می فرماید ولله این عمل در دین من نیست یعنی در هیچ کدام از بخش ها اعم از شرع و عرف و اداب و عقل و حتی عشق من نیست.....
و در پایان این بخش...
عقل و عشق عباس (ع) خود بگونه ای زیبا متکمل دیگری بود و و درواقع هر کدام بخشی از حقیقت زیبای عباس بودند نه دو بخش متفاوت بلکه یک راه با نام متفاوت....
یا زهرا الصدیقین

