بسم رب الشهدا و الصدیقین
و
وباز هم سلام بر مردان خدا،بر آنان که خداوند عاشقشان شد و باحسن الوجه آنها را خرید....
و باز هم سلام بر مردان خدا "الذین هم فی صلاتهم خاشعون"....
سلام برآنان که با چهره هایی گلگون به لقای الهی شتافتند و همانا صدق الله العلی العظیم....
وعباس شتافت...بسیاری را به هلاکت رساند از میان آنها به رود فرات رسید....
به داخل رود شد،نگاهی به آب انداخت،گویا به اذن الهی اراده نموده بود آب را مردانه به تمسخری شگفت انگیز بگیرد......
ج جهاد با نفس را به اعلی وجه ارایه نمود...
چرا که عباس جایگاه خویش را دریافته بود "او عبد الله بود" و می دانست برای لقای الهی می بایستی از نفس رها شود....
تشنگی سخت عذاب دهنده بود...گرما هم بسیار سوزان...اما .......
دست را به زیر آب برد،خنکای آب در اثر برخورد با دستان مولا (همان دستانی که برای لقای الهی بر دیگر اعضا پیشی گرفت) گویی تشنگیش را بیش از پیش به یادش می آورد.....
گ گویی می خواست باز هم به یاد نفسش بیاندازد که او عباس است!!! اما از چه حیث ؟؟؟ این است که مهم است و وجه تمایزبین عباس با ماسوای عباس......
او نفسش را از وجود عباسی آگاه نمود که در ذات زیبای خداوند خویش محو محو محو شده بود......و نه عباس به ما هو عباس.....عباس از آن جهت که تا بود و بود جلوه ی ازجمال ذات خداوند یگانه بود.....
یاد اون سخن افتادم......"العبد کل میت بین ید الغسال"...
آری عباس(ع) نفسش را از وجود خدا آگاه نمود،خدایی که خود خون بهای عباس (ع) بود....وای چه بهایی...
و اما آب را به بالا آورد نگاهی می نمود...ولله آنجا عباس (ع) بین خوردن و نخورد مضطر نبود که نخوردن آب را انتخاب کند، بحث بحث مبارزه بود! بحث اینکه این گوهر پنهان بماند که عباس ازابتدا راه خویش را با مردانگی عشق و عقل انتخاب نموده بود.......
اما بعضی متاسفانه کم لطفی می کنند و از احساس دم می زنند و علت ننوشیدن آب را توسط عباس (ع) همان احساس می دانند......
آیا این نظریه اشتباه است؟؟؟؟!!
باید عرض کنم "بلی"
علت:اساسا کلمه ی "احساس" لفظا، عرفا،و معنایی کلمه ای است که مختص به زمان محدود می باشد و نه جاودانگی......
احساس پیدایش یک اتفاق درونی است که زمان محدود را می طلبد البته توجه شود احساس هم نوع خوب دارد و هم نوع بد.....
و اما نقطه ی مقابل احساس چیست؟؟
نقطه ی مقابل احساس "مقام" است، و در واقع مقام یک مرتبه ی با ثبات از لحاظ زمانی (مخصوصا) است ...
پس بحث سر این است که اصلا اونچه نشان از ویژگی اهل بیت (علیهم السلام) و آل الله بالاخص حضرت علمدار ابوالفضل العباس (ع) دارد همان است که بدانیم این بزرگان در اعمال فعلی خود دچار احساس نمی شدندو عمل آن حضرات احساسی و آنی نبوده و بر اساس مقامات معنوی و درجات عالیه ی ایمانی بوده است و آنان
عقلا دارای "مقام" انجام آن عمل بودند و یک ثبات رویه و رویکردرا دارا بودندو به جاودانگی می اندیشیدند...
حال با عنایت خداوند می خواهم این امر رو اثبات کنم....
آیا ننوشیدن آب توسط حضرت عشق مولا ابوالفضل العباس(ع) یک رویکرد عقلایی داشت ؟یا احساسی؟؟؟
خب این امر که فعل حضرت احساسی نبود بر ما روشن شد...اما آیا عملکردی عقلانی بود؟؟؟
باید بگویم :"بلی"...
توضیحاین امر انشاالله در پست بعدی...
التماس دعا یا زهرا
بر آل زیبای محمد صلوات...

