تبليغاتX
رفع الله رایه العباس
بسم الله الرحمن الرحیم

مرکز ثقل دنیا(خاور میانه ـجزیرة العرب)محل زندگی اعرابی که از معرف و از هست و نیست تنها شعر،شتر و شراب را درک می کنند....

ناگاه فرزندی چشم به جهان گشودکه شاید هیچ کس جز خداوند عز و جل نمی دانست که او روزی عبدالله اعظم،امام انس و جن،برگزیده و پیام آوری از منبع لایزال حقانیت،نور و علم گردد.....

آری او آفریده شد و آنقدر زیباعبودیت نمود که سرانجام به تعداد سال عدد مقدس ۴۰، به ماموریتی عظیم نائل شد....

فتبارک الله احسن الخالقین

ماموریت وی تحول جهان خلقت به سمت و سوی وحدانیت و حق محوری بود،الله اکبر ...خداوندا ترا شکر که بهترین گزینه را انتخاب نمودی ......الحمدلله

مبعث نام روزیست که وی برگزیده شد،روزی که سر آغاز ماموریت هر انسان خداوند محوری نیز هست،و البته این روز مقدس است از این جهات که:

-مقدس است زین جهت که فرمان مستقیم از ذات اقدس اله است

-مقدس است زین جهت که فردی که به این مهم نائل می شود مقدس است

-مقدس است زین جهت که ماموریتی که خداوند پیامبرش را به جهت آن مبعوث نمود نیز مقدس است

سه مورد بالا از دید بنده علل اصلی و کاملا ساده ی قداست این روز است که هر کدام بالاخص مورد سوم خود به زیر شاخه های بسیار بسیار زیبا و مهمی تقسیم می شود.....

چرا که هر زیبایی و هر عمل نیکی آغازی دارد و آغار آن نیز این روز بزرگ یعنی مبعث است

یا محمد(ص)

صلوات

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 14:2 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |
بسم رب بقیة الله الاعظم

اعوذبالله من نفسی یا رب الحسین

قسمت اول:

سلام....مناسب دیدم برای گام برداشتن و نزدیک شدن به ظهور صاحب عصر(عج)از پنجره ی این وبلاگ انشاالله یک سری مباحثی رو تحت عنوان امام زمان شناسی در طی پست های کوتاه ارائه کنم....باشد که به ظهور حجتش نزدیک شویم.....

فقط مارو از دعای خیرتون بی بهره نذارید....انشاالله

یکی از سوال هایی که شاید  جنبه اساسی نداشته باشه ولی احتمالا در ذهن بسیاری از ماها ایجاد می شه رو با جواب ازنظرتون می گذرونم....انشاالله

سوال:آیا امام زمان دارای فرزند می باشند؟

جواب:در روایت آمده است علی بن حمزه برحضرت رضا وارد شد،و عرض کرد آیا شما امام هستی؟امام فرمودند:آری،عرض کرد:من از جدت جعفربن محمد شنیدم که فرمود:امامی وجود ندارد مگر اینکه فرزندی داشته باشد...

امام در جواب فرمودند:ای شیخ آیا فراموش نموده ای؟بله ولیکن او فرمود:امامی وجود ندارد مگر اینکه فرزندی دارد،جز امامی که حسین (ع)برای او از قبر بیرون آید و در واقع الاالقائم که او فرزندی ندارد..

و او نیز عرض کرد آری سرورم حق با شماست او فرمود.....

به امید ظهورش صلوات.....

سبز و علوی، زیر سایه ی علمدار حسین(ع) حضرت عشق  ابوالفضل العباس(ع)

یا زهرا

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 20:48 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |
بسم رب البین الحرمین الاعظم

یهو گفت:"سلام خوبی؟"

گفتم :خوبم...گفت:"حلالم کن"

گفتم:چرا؟؟کجا ایشالا؟؟؟

گفت:"پیشه اونی که خیلی دوسش داری....پیشه ۱۳۳....."

گرفتم چی می خواد بگه وکجا می خواد بره...

هر کی میاد پیشم می گه.....داره میره کرببلا

داره میره به نینوا....داره میره پیشه آقا

میگه دارم میرم سفر....دعا کنید مسافرم

چیزی می خوای بهم بگو.....برات از اونجا بیارم

از عشق کربلات آقا....دیگه دارم دق میکنم

اگه بذاری من بیام......دلم و عاشق می کنم

 ازهجر کربلات آقا..... موهام داره سفید میشه

دلم داره از اومدن ......خسته و نا امید می شه

بگو به من تا کی آقا...در انتظارش بشینم

تا کی دلم رو خوش کنم......عکس حرم رو ببینم

باهاش خدا حافظی کردم و رفت.....

یا زهرا

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 1:2 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |
بسم رب الموسی بن جعفر(ع)

یکی از شاعران درباری برای هارون در حال شعر خواندن بود....هارون نانجیب هم طبق معمول مستِ مستِ مست......نانجیب از شعر شاعر بسیارخوشنود شده بود....به شاعر گفت هر چی می خوای بگو تا برایت فراهم کنم......آن شاعر هم با خود فکرکرد که تابحال هیچ قدمی برای زهرا(س) م فرزندانش بر نداشته است...آنگاه زمان را مناسب دید و گفت هر چه بخواهم اجابت می کنی؟؟؟!! نانجیب هم در جواب گفت آری هرچه.....آنگاه شاعر گفت:آزادی مولا و امامم حضرت موسی بن جعفر(ع)را.... هارون مست در آن حال گفت باشد فردا میتوانی مولایت را آزاد ببینی.....آن شاعر هم با چشماانی گریان به جمع شیعیان رفت م فریاد سر می داد فردا مولایمان آزاد خواهد شد ...ای شیعیان.....

فردای آنروز تمام شیعیان به درب وروودی بارگاه و زندان سررسیدند.....ناگاه در باز شد......ولی کن مولا برروی دست ها....بله به شهادت رسیده بود آن زیبای عالم....آن باب الحواائجی که خاتم الانبیا(ص) در توصیف کراماتش فرمود هرگاه حاجت و بیماری داشتید به او مراجعه کنید، که او باب الحوائج است......

و شد آنچه شد و او را با عزت تشییع جنازه نمودند و بازهم تشیع که چه عرض کنم عالم هفتمین فرصت نجات را از دست داد که ولله....

از ماست که بر ماست....

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 0:32 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |

 بسم رب العرش العظیم

روضه ی عالم تنها چهار حرف است...

اون روضه ای که امیرالمومنین باهاش ناله می کرد تنها ۴ کلمه است..

روضه ای که حضرت زهرا باهاش مویه می کرد تنها ۴ کلمه ست...

روضه ای که حضرت زینب باهاش لت می زد فقط و فقط ۴ کلمه ست...

اون روضه ای که امام زمان با اون از ته دل ناله می زنه.....

اون روضه ای که ماها رو بعد از ۱۴۰۰ سال شیدا کرده و به کمال رسونده.......

فقط و فقط چهار کلمه است......لا الله الا الله...

وای حسین(ع) کشته شد.....وای وای وای....

یا زهرا

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 1:47 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |

بسم رب العباس الذی خلق العباس

تو کیستی که هفت آسمان زمزمه گر نامه توست و هستی در تفسیر وسعت روحی بی ساحل مانده است.....

ای عمویم....آب آبرومند تر و زلال تر از تو ندیده است!قامت بلند تو قله ی عشق است که کوهنوردان فضیلت و شر را به خود می خواند و سیمرغ دل هیچ عاشقی آشیانی فراتر از تو نیافته است....ای عمویم عباس

بمیرم برای عمویم عباس...."ای نفس آیا بی حسین آب می نوشی"

یا ابوالفضل شرم باد فرات را......(سرم را تکان می دهم به نشانه ی افسوس)

یا زهرا

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 0:41 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |
بسم رب العباس الذی خلق العباس

تاحالا از این جنبه به کربلا فکر کردی...کدوم جنبه؟؟؟الان بهت می گم....

نوع نبرد:فرسایشی-موسمی

محل:به مرکزیت ثقل کرببلا و به پهنای دنیای کوچک دنیاییان

نوع سلاح:(گرم-سرد)در نوع موسمی.....(عقل-عشق-ایمان-توکل-علم و ....)در نوع فرسایشی

فرمانده ی اعظم:امام حسین (ع)

علمدار-سردار-سقا:حضرت عشق مولا ابوالفضل العباس(ع)

فرمانده:امیر المومنین...امام حسن...امام حسین (سرانجام از سال ۲۵۵ه.ق) حضرت امام زمان (عج) که به علت مسایل امنیتی و صلاح دیدخداوند با اعضا ارتباطی از نوع مراقبه و مرابطه دارد....نماینده ی او ولایت فقیه(در حال حاضر آیة الله خامنه ای)

شعار:رفع الله رایة العباس-یا لثارات الحسین

محل خدمت:موسمی(جبهه جنگ) فرسایشی (هیئت)

رنگ لباس:خاکی...سبز...لجنی(موسمی)     سیاه(فرسایشی)

مهمترین سلاح ها:ایمان به خدا ...الگو گیری از سردار و مولا ابوالفضل العباس....قرآن....حدیث....عقل....عشق....توکل.....علم صحیح

نام سربند:یا زهرا

مدت خدمت(از-تا):از زمانی که پهلوی مادرم زهرا را شکستند و بر صورتش سیلی زدند(تقریبا از سال ۱۱ الی ۶۱ هجری سپاه در حال تشکیل و انسجام بود) تا روز محشر و شنیدن نوای"لمن الملک الیوم...لله الواحد القهار"...

تحلیل این پست انشاالله در پست های بعدی

یا زهرا

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 1:41 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |
بسم رب العباس الذی خلق العباس

به هر کی سلام می کردم می گفت محمدرضا یه سری هم به وبلاگ ما بزن،دیگه یه اپیدمی شده بود،خب منم تو کتم نمی رفت چون همه وبلاگ دارند منم داشته باشم چون احساس می کردم دچار یه جو زدگی شدم و می خوام بنویسم،راستشو بخواهید حوصلش و هم نداشتم....ولی بعد از مدتی فکر به این نتیجه رسیدم می تونم برای نوشتن فکر کنم و  بنویسم و منفعل نباشم ضمنا این روایت هم توی بکگراند ذهنم بود اینکه....

امام حسین (ع) فرمودند:مهدی (عج) ما در زمان خود بسیار غریب است از او بسیار یاد کنید و قلم برایش بسیار بفرسایید......

خلاصه این شد که.....بله بسم الله گفتیم...

یا زهرا

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 0:53 توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع)| |