
بسم الله بسم الله بسم الله
به نام خدای تو خداوندی که تو را آفرید و عشق تو را ... خدا تو را، عشقت را به من بخشید ... تن ناتوان من و تاب غم و هجر تو ... مست شدم مست شدم مست شدم .... فریاد فریاد فریاد... خدایا ببین این منم.... عاشق ترین مجنون.... مجنون تر از مجنون ... دل خون............

خدایا ...
ببین ! تمام تنم حنجر شد ، فریاد فریاد از این عشق.... عقل و هوش از من ربود چه کسی تن بی رمق مرا به زمین می کشد من که ناتوان خسته ام خسته ی نفس کشیدن ... چگونه در مقابل تو با تن سلامت حاضر شوم شمشیر ها مرا دریابید بگذار از تنم فقط خون بماند ... رهگذری مرا دید فقط رد خونی باقی مانده باشد ... دیوانگی ام طعنه به مجنون زده است ....
شک کردم شک!
به تو به کرم تو ... فراموش کردم در بین طوفان بلا دست تو تکیه گاه من است ... حاجتی تاب از من ربود ...خیال کردم چشم از من برداشته ای ... دلم لرزید ... یادم نبود که چشم تو نگاه تو زندگی ام بخشیده است ... محکومم به مرگ ... تسلیمم به حبس... خبط کردم ... شک کردم ... ولی بگذار سلول حبس من چارچوب خونین نگاه تو باشد .... دست تو حصار من... بگذار میان خون باره ی دستانت حبس شوم حبس ابد......
تو را به جان مادرت زهرا مرا اینچنین نخواه .... گفته بودی بین خودمان بماند ... سکوت کنم .... نشد.... تو مولایی سروری نمی دانی ..... درد یک بیچاره ی بی نوا را نمیدانی .... تو فدای صاحبت شده ای ولی من آقا ... صاحبم غایب است... اگر بد شدم اگر نشدم آنچه تو خواستی ازمن ، سایه ی صاحب از سرم کوتاه بوده است ... تو از نفس حسین دم زده ای ....من از مهدی نامی دیده ام و بس.....
از داغ غمت تمام تنم تیر میکشد .... میدانم آخر روزی از این غم برایت می میرم .... از غم هجر تو رسوای عالمم... چشمانم نمکناک درد کربلایت شده .... دلم میسوزد که زینب بی تو روزگاری داشته است ... برای پاهای خسته ی رقیه بی تابم .... برج دیدبانیه طفل رباب تو بوده ای..... خواب دیدم عکس رخت را در ماه ..چه اندک زمانی برای غرق شدن در خیال رویت بود ...
اشک میریزم غمگین تر از همیشه ...امروز بیشتر از همیشه دلتنگم ... این دلتنگی مرا خواهد کشت ... این همه دوری قرار ما نبود ... پیر شدم از غمت لیلیه افسانه ها ....

یا رب العباس
عزیزی از من پرسید مجنون العباس!
تو حضرت عباس رو بیشتر دوست داری یا امام حسین رو ؟؟؟؟!!
از سوالش تعجب کردم .... بهش گفتم خب معلومه امام حسین رو !
خیلی تعجب کرد گفت من فکر میکردم تو که مجنون العباسی ایشون رو بیشتر از بقیه اهل بیت دوست داشته باشی ....
نیازی به فکر نبود چون از ازل که خدا عشق عباس رو برام نوشت جواب این سوالم کنار اسمم گذاشته بود... دلم سوخت .... خیلی م سوخت که چرا به عشق اربام رسوا شدم ولی کسی نفهمید چرا؟؟؟ شاید کوتاهی از من بود و نقص در عاشقیه من ....
بهش گفتم عباس علی رو دوست دارم چون عشق ولایت از شیرخوارگی به دل داشت گفتم عباس علی رو دوست دارم چون بعد از یه جنگ یه قول مردونه و حیدری به علی داد وبه خاطر قولش جون داد گفتم عباس حسین رو دوست دارم چون به من عشق حسین رو داد به من درس امام شناسی رو داد به من عباس
رو داد .... علمدار حسین رو دوست دارم چون دستان مبارکش رو بدون حسین به آب زد و همون دستان رو به راه امامش داد.... عباس من هم حق برادری رو خوب ادا کرد هم حق ماموم بودن رو ........
حالا فهمیدی چرا امام حسین رو بیشتر دوست دارم ؟ چون اربابم بهم یاد داد اون لحظه که....
... بار دیگر چشم دوخت .... سرخ بود به رنگ خدا، دو ذوالفقار دو ابرو، دو چشم او دو علی ، فتبارک الله احسن الخالقین .....
اشک از رواق چشمانش جاری ، خون خدا ، سرخ خون چشمانش را کنار زد ... می گریست :
عباس من ... برادرم ... چرا گریه میکنی؟؟
دریای فرات در چشمانش حلقه زد موج علقمه خروشان بر دیده اش....
- وای بر من نور چشمم ، چرا گریه نکنم که تو بر بالینم نشسته ای تورا می نگرم که سرم را از خاک به دامن گرفته ای وای بر من که بعد از ساعتی کسی نیست سر تورا از خاک بر دارد و به دامن گیرد عباسی نیست که خاک از چهره ات بزداید ... حسین من !
تشنه بود ... چشمان رقیه هنوز به علقمه ... عباس من رفت رفت رفت

تقدیم به زیبای نگاه تو
هماره تا که خدا را بود ز خلق سپاس درود بر خلف پاک مرتضی عباس
دو ذوالفقار دو ابرو دو چشم او دو علی محب از آن به امان و عدو از این به هراس
لبش حقیقت کوثر دمش روان مسیح دلش بهشت ولایت رخش حدیقۀ یاس
نه در بهار جوانی خدا گواست که بود ز شیرخوارگی و کودکی حسین شناس
روا بود که همانند چهارده معصوم شود زحضرت هو صبح و شام نعت و سپاس
کنار تربت پاکش فرشتگان خوانند دو مصرعی که در آن هست یک جهان احساس
سلام خالق منان سلام خیر الناس سلام خیل شهیدان به حضرت عباس
گدای علقمه
یا زهرا

پریشب (5 شنبه) یه همایشی بود توی مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه با حضور دکتر قالیباف، از قضا ماهم رفتیم و دعوت بودیم مثلا ، با حضور مهمون های خارجی و ...
البته این نشست در مورد چشم انداز های سیاسی دکتر بود، یه مترجم هم بود که هر چی دکتر(قالیباف) می گفت رو ترجمه ی همزمان می کرد!!!!
2 یا 3 ساعتی نشستیم! از هر 3 تا کلمه 4 تاش کلمه ی "جئو پولتیک" بود!!!!
کلی هم دانشجوی دکترا و ارشد رشته های علوم سیاسی با کلی سران اسبق نظام حضور داشتند.....
انصافا اون همه دکتر رو یکجا ندیده بودم!!! هر کی می رسید به اون یکی می گفت به سلام آقا یا خانوم دکتر!!!!!
سرتون رو درد نیارم ، خلاصه تایم شام رسید و ما هم کلی ذوق کردیم چون تازه علت حضورمون تو اون جلسه داشت محسوس می شد و تجلی پیدا می کرد!!!!
از قضا شام هم سلف سرویس بود... یه میز بود و کلی غذا و دسر و.....جوجه کباب و باقالی پلو و ....هیچ میز وصندلیی هم نبود برای نشستن ، با خودم گفتم بابا اون غربیا اگه سلف سرویس غذا پرزنت می کنند غذاهاشون با ماها فرق داره ، نه مثه ما که این گوشت و جوجه کباب و می خوای بخوری 15 ا کمکی باید بیان اینا رو تیکه تیکه کنند/
عزم خوردن جوجه کباب کردیم
![]()
بد جوری چشمم رو گرفته بود...تا اومدم برم سر سینیش دیدم 5 یا 6 تا از اون دکترا ریختن سرش و تو یه چشم بهم زدن نفهمیدیم چی شد....
اونایی که تا دو دقیقه پیش داشتند با رفتارشون پرستیژ به خورد چشمای ملت می دادند اونقدر از خود بیخود شده بودند که ....
هردفعه سینیه جوجه کباب می اوردن ما دقیقن اون ور میز بودیم...تا می مدیم بریم اونور یکهو تموم می شد....تقریبا یه 5 باری ما اینور اونوری رفتیم که آخر هم یه ذره قسمت نشد.....و بالاخره با ته دیگ خودمون رو سیر کردیم.....

نتیجه:
- یک ابهام بزرگ....!!!!!!
"سیاست جوجه کبابی" ست یا "جوجه کباب سیاسی" ست؟؟؟؟یعنی واقعا سیاست ما اینقدر بی محتوا و بی سیاسته یا اینکه جوجه کباب های ما(آقایون) رنگ و بوی سیاسی می ده؟؟؟؟
خب جفتش!!!!!!
- خنده ی غم انگیز...
- برای اینکه سر یه عده ای گرم بشه تاخرابکاری نکنند باید کمی هواشون و ولو با جوجه کباب داشت!!!
- تو این گیر و دار باید از مرکز مطالعات استراتژیک واقعا تشکر کرد!!!!!
چرا؟؟؟ چون با ترتیب دادن همایش های تقریبا بین المللی در مرکز، سفرا و سیاستمداران و دانشجویان داخلی و خارجی رو از دیدگاه و استراتژی سیاستمداران احتمالی و آتی (عموما پست ریاست جمهوری) کشور با خبر می کنه.....
دیدید !!!!! عجب جوجه کباب سیاسی ایییییییییی!!!!! روی ما هم اثر خودش رو گذاشت...!!!
به هر حال
یا زهرا
صلوات

شب تاسوای سال گذشته بود....یکی از رفقا زنگ زد و گفت محمدرضا کجایی؟؟ می ام دنبالت بریم جلوی سفارت دانمارک ، تجمعه برای اون عکس مجله ی دانمارکیه.....خب برای من خیلی سخت بود ! شب تاسوعا بود گفتم رضا(دوستم) ما داریم می ریم به نظرت کارمون درسته؟؟؟ خودم کمی فکر کردم و رضا هم گفت : اره سیاست ما عین دیانت ماست! سیاست دینی هم باید سر لوحه ی ما باشه.....خب خودمم گفتم به هر حال ما باید اعتقادمون و عملمون اپ دیتبا شه و پویایی تو فرهنگمون موج بزنه و این شد که رفتیم و .........
همینطور که میگذشت مساله ی هسته ای هم جدی تر می شد و با سیاست های پیش گرفته ی دولت ما از یک طرف و سیاست خارجی از طرف دیگه این بحث رنگ و بوی جدی تری به خودش می گرفت....
یک سال از تجمع در برابر س.دانمارک گذشت....
خبر تخریب در و دیوار مسجد الاقصی واقعی(توجه بشه که اون گنبدی معروف گنبد مسجد الاقصی نیست) توسط صهیونیست ها بحث محافل خبری و ...بود و تقریبا پوشش خبری مناسب(نه کم و نه زیاد) داده شد...


توجه توجه:
1. توسط یکی از دوستان مطلع شدم که وزیر کشور(اگر اشتباه نکرده باشم) فرانسه دست به توهین های بزرگی به دین اسلام و اعتقادات مسلمون ها زده بود و از چاپ دوباره ی کاریکاتور ها ی موهن خبر داده بو د و گفته بود که از اونها حمایت می کنه....
2. در همین موقع باز هم خبر هتاکی رییس حزب آزادی (از احزاب تند روی هلند)و توهین های بسیار او به ساحت مقدس پیامبر اعظم و بی نظیر اسلا(ص) به گوش رسید....
که تنها رئوفیان (مسول ستاد بزرگداشت پیامبر اعظم) از قصور در مقابله با این حرکت از مردم ایران معذرت خواست
3. چند روز پیش طراح سوالات پایانی اموزش ضمن خدمت در بحث سیره ی نبوی به مناسبت سال پیامبر اعظم سوالات مسخره و واقعا موهنی رو مطرح کرد
اما در تمام این سه موردبالا (مخصوصا اولی و دومی که هیچ خبرگزاریی اون رو اعلام نکرد) پوشش خبری جدی داده نشد....حتی مورد سوم سر تیتر نشریات و خبرگزاری های (مخصوصا دولتی ) هم نبود.....
تمامی خبرگزاری های حتی اصولگرا هم بحث ویژه ای برای اون باز نکردند....
هیچ پیام و اعلامیه ی خاصی هم به صورت جدی مطرح نشد و با مسول مربوطه که مطمئنا این عملکر او عملکردی سازماندهی شده بود نشد که نشد که نشد......
تنها وزیر بی لیاقت آموزش و پرورش عذر خواهی کرد و از استعفای مسول مربوطه اطلاع داد....
حالا یک چرای بزرگ در ذهن شکل می گیره.....
چـــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟
توجه کردید که سیاست ایران به صورت جدی تنها در برابر اسراییل و آمریکا قرار داره؟؟حالت تدافعی و تهاجمی این سیاست هم بیشتر معطوف می شه به این دو کشور !!!!
چرا؟چون ارتباطی فعلا بین ایران و دو کشور و سیاست به صورت مستقیم نیست! یعنی منافع ایران و (یه سری از عزیزان ) به صورت جدی با تهاجم به سیاست این دو کشور فعلا به خطر نمی افته....
خب طرف حساب ما فعلا اروپاست !!!
یعنی منافع مخصوصا ما در گروی سیاست های ما و برخورد ما با دولتهای اروپاییست!!
البته منافع ما منظورم یک سری از آقایون نه مردم!!!!!!
مساله ی هسته ای ایران به قدری در نظر دولت جدی شد که تنها به فکر جلب رضایت اروپا بودند و هستند و رضایت خداوند پارامتری دست نیافتنی شد......
و دیدم اکثریت کشور های سنی مذهب طی بیانیه ای عذر خواهی جدی مسولین بلندمرتبه ی کشور های فرانسه و هلند رو از مسلمین جهان خواستار شدند اما ایران در رویایی دست نیافتنی بود و به دلیل جلب رضایت اروپا و اژآنس به ادامه ی فعالیت های هسته ای و تیره و تار نشدن روابط دست به اقدامی نزد.....!!!!
و اینگونه شد که خسر الدنیا و الاخرت شدیم!!!!
و اینگونه شد که نه تنها از اسب افتادیم بلکه از اصل هم خواهیم افتاد(شاید هم افتاده ایم!!!!!)
علت رو نمی دونم اما مقابله نکردن جدی با سوالات موهون و مطرح شده می تونه تنها به دلیل با شه اون هم وخیم بودن اوضاع سیاست خارجی و اینکه نباید ارامش داخلی رو از بین برد!!!!!
اما یک سوال!!؟؟؟
هدف مطلوب ما و این دولت چیست؟؟؟ بقای نظام توحیدی یا بقای نظام ایران؟؟؟؟
قصد دنیای کفر گرفتن اصلیت ماست خب جالبه ما برای هدف خودمون که به فرض دستیابی صلح امیز به انرژی هسته ای باشه (که یک هدف اعتباریه و نه حقیقی) خودمون خودمون رو از اصل انداختیم......!!!!!!
نمی دونم اقای ریئس جمهور تا کی می خواد گردن اسراییل و صهیونیسم رو از بیخ ببره در حالی که داخل کشور دیگه نه از لحاظ معنوی و نه از لحاظ مادی و امنیتی و ..... مشکلات زیادی داره......
اسم شیرینی دانمارکی و تغییر دادیم و اما این فاجعه رو چیکار باید کرد؟؟!!!!!!
التماس دعا
یا زهرا

یا رب العباس
من آن غلام سیه رویم که دلم زخمیه گناه است وتنم سوخته ی تاریکی ....غبار حریم تو را به آغوش جان کشیدم ........................
بوی خوش تنم , مستانه ی جانم , اعجازغبار حریم توست ..................
دست گدایی به سوی تو دراز میکنم .... دست خالیه من و دامن کرم تو .... دست من کاسه ای تشنه...
ارباب !
تشنه ام ... مرا نیز میان طفلان خیمه ها سیراب کن ... عطش تو تمام مرا احاطه کرده ... عشقت به تنم زیادی میکند.. جان نحیف من تاب این همه مستی را ندارد ... دل من نیز کنار رقیه ی حسین چشم به راه است...چشم به راه علقمه ...
ای من به فدای چشمان خونبارت آن هنگام که سر بر بالین حسین می گریستی ....
من به فدای تو در آن دم که مشک آبرو را به دندان غیرت کشیدی ....
جوانی ام فدای شریان سرخ دستانت در آن نفس که قربانیه حسین حق گشتی ....
من فداییه نام تو که فرق مردانگی ات به پای ثارالله گلگون شکافت....
بی تابم ..بی تاب زینبت که چادر تنهایی اش بی تو میان حرامی ها خاکی شد ....
ای حنجره ی خونین فریاد دین!

نظر کن !
تا برای تو بمیرم ....
مرا مست بمیران !
گدای علقمه
علی علی

تا حالا فکر کردین؟؟؟
این همه سختی!!
اه بابا خسته شدم دیگه،چقدر آخه تو دنیا سختی بکشم.......
مگه دنیا خدا نداره؟ مگه خدا مهربون نیست ؟ پس چرا این همه سختی؟؟؟
خب خیلی خلاصه عرض کنم .....
سختی ها در دنیا چهار علت دارند:
1) خوب بودن انسان ؛ در این مورد سختی موجب افزایش و ارتقای مقام انسان و ... می شود.
2) بد بودن انسان ؛ در این مورد سختی ها موجب از بین رفتن اثرات وضعی و همچنین اثرات بد اخروی می شوند .
3) امتحان انسان ؛
4) ارتباط هر چه بیشتر انسان با خداوند ؛ که موضوع این پست هم همین مورد خواهد بود....
چرا ذات اقدس خدا یک سیستم بی نقص از تمامی سیستم ها ایجاد نمی کند که انسان سختی نکشد؟؟؟
خب جواب بنده برای این سوال این هستش که....
اصولا ما انسانها وقتی در باره ی امر بزرگتری سخن می گیم ابتدا قیاس می کنیم اون امر روبا خودمون...
در خیلی از موارد وقتی شبهه ای در اعتقاد انسان ایجاد می شه ناشی از همین قیاس اشتباه عملکرد خداوند با عملکرد بشریته..
نکتــــــــــــــــــــــــه ی مهـــــــــــــــــــــــــــــــــــم
عقل الهی با عقل بشری متفاوت است .... برای نقض تشابه عملکرد عقل الهی با عقل بشری از فرمایش امام صادق (ع) استفاده می کنم ، که در مباحثه ای به جابر فرمودند :
"این عقل بشریست که مقید به علت و معلول است و لیکن عقل و عملکرد الهی آن مقید به این شرط نمی باشد و ما از بیان و توصیف آن عاجزیم....."
خب این هم مثال نقض برای تشابه (انشا الله وقتم بیشتر شد مبحث عقل رو قشنگ تحلیل می کنم)
حال برگردیم به جواب....
این عقل و تدبیر و خاصیت مطلوب مدیریت ما انسانها و در کل بشریت(اخه بعضی از اقشار بشریت انسان نیستند!!!!) هستش که می خواهیم مدیریتی بی نقص داشته باشیم و این را برتری می دانیم (که البته هدف هم همین است)
این حرف بنده به معنی ناقص بودن مدیریت الهی نیست خدای نکرده...به معنای تفاوت همون عقل بشری و نقص بی شک اون در برابر عقل الهیست و این مطلب که باید تعریف کنیم آیا اساسا نقص چیست؟؟؟!!
در مدیریت علمی-اسلامی (در بقیه شاخه های مدیریتی به غیر از مدیریت علمی در روابط انسانی و یا نظریه ی yاقای مک گریگور وجود نداره) مدیر خوب موظفه در رابطه ی عاطفی با زیر دست خودش قرار بگیره..(ولی متاسفانه اونقدر دیدم از دوستان!!! بنده خدا ! ترم دوم یه رشته مهندسیه ، ریاضی 1 رو هم با 10 پاس کرده دیگه وقت ملاقاتش می ره برا اونور سال همیشه!!!!)
خداوند در این دنیا سیستمی آفریده که بشریت در ارتباط تنگاتنگ با او یعنی خداوند باشه .
در نتیجه سختی های این دنیا برای این شدند که :
1) انسان (عبد) با خدا (مولا) ی خود در ارتباط عمیق قرار بگیره و برای حل هر مشکلی حضور او رو حس بکنه و بتونه به او وصل بشه
2) انسان متوجه بشه که اتصال به مولا یا ذات اقدس خدا بدونه توجه و نگاه او میسر نیست
مثلا یه سوال آیا اثر گرسنگی در ماه مبارک رمضان با گرسنگی به علت اینکه بشینی قوتبال ببینی و یادت بره غذا میل کنی یکیه؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
در آخر ...
ازتون خواهش می کنم بعد از مطالعه کمی فکر کنید و بعد اگر نظری داشتید بفرمایید ...
سبز باشید و علوی ، زیر علم علمدار
صلوات

تا به حال حدیثی از عباس حسین شنیده اید؟
خیر...
ارباب ما بنا بر ادب الهی خود, بعد از فرمایشات برادر و امام و سرور خود یعنی حسین فاطمه سخن نمیگفت...
اما نه... امروز حدیثی آورده ام که اربابم , پور بی مثال حیدر در تمامی لحظات عمر گرانبها و پر برکتش بر لبان مبارک جاری می نمود و هماره آن را برای خلق الله میخواند ...
قال اباالفضل العباس (ع) :
.... حسین (ع) ....
ذکر شب و روز عبد صالح حق ... یل باوفای ام البنین...مسیر نگاه زینب... چشم امید رقیه ... عزیز دل زهرا...نور چشم حسین فاطمه ...عباس بن علی حسین است حسین....

زمزم من تشنگی ********* کعبه ی من علقمه
مستحق
علی علی

خيمه شيشه اي
اواين همايش تقدير از توليد كنندگان محتواي ديني وانقلابي در اينترنت
(بررسي راه هاي توسعه وگسترش توليد محتواي ديني وارزشي در اينترنت)
اهداف برگزاري همايش
1- هم انديشي وتعامل ميان توليدكنندگان محتواي ديني وانقلابي
2- شناخت ظرفيتهاي نهفته وپنهان دنياي مجازي در زمينه توليد محتواي ديني
3- شناخت ضعفها وكمبودهاي فضاي سايبر در زمينه توليد محتواي ديني
4- ارائه راه كارهاي مفيد ،علمي وعملي در زمينه توليد محتواي ديني در اينترنت
5- شناسايي وبه كارگيري افراد فعال، توانمند، خوش فكر وخلاق در زمينه توليد محتواي ديني وارزشي
6- معرفي اينترنت« به خصوص وبلاگها» به عنوان رسانه اي قدرتمند وجبهه اي جديد در مقابل جبهه تهاجمي غرب و صهيونيزم عليه اسلام.
7- تقدير وتشويقوبلاگ نويسان « توليدكنندگان محتوا» در جهت گسترش توليد محتواي ديني وانقلابي
برنامه هاي همايش:
- همايش به مدت يك روز به تاريخ 17اسفند85 برگزار خواهد شد.
1- فراخوان(مقاله، شعر،داستانك«مينيماليستي»،قطعه ادبي، كاريكلماتور،عكس،sms)
2- ثبت نام وانتخاب وبلاگ هاي برتر ديني وانقلابي
3- مسابقه( ازدل مي گويم براي حسين«ع»)
4- كارگاه آوزش وبلاگ نويسي
5- همايش تقدير از توليد كنندگان محتواي ديني وانقلابي در اينترنت
1- فراخوان
- در هفت بخش مقاله،شعر، داستانك، قطعه ادبي، كاريكلماتور،عكس وsmsبرگزار مي شود. آثارارسالي بايدبيانگر اهداف برگزاري همايش بوده، با توجه به موضوعات ذيل توليد شوند.
- موضوعات:
1- اخلاق وسيره نظري وعملي پيامبراعظم(ص) واهل بيت(ع)
2- قرآن وكتب مرجع (نهج البلاغه،صحيفه سجاديه، كتب حديث و...)
3- فقه واحكام اسلامي
4- مهدويت
5- ولايت فقيه
6- عاشورا(حماسه حسيني)
7- دهه فجر،دهه اميد
8- انقلاب اسلامي(بزرگترين قرباني تروريسم)
9- فن آوري هسته اي(حق مسلم ايران)
10- هلوكاست(افسانه اي به وسعت تاريخ)
11- مقاومت جهان اسلام(حزب الله نماد مقاومت)
12- قدس آمال مسلمين
13- صهيونيزم واستكبار جهاني
14- دفاع مقدس(سرداران جنگ)
- مهلت ارسال آثار تا تاريخ يكم اسفند 85 مي باشد.
- از پذيرفتن آثار بعداز موعد مقرر معذوريم.
الف- مقاله نويسي
- مقالات را مي توانيد به دوصورت الكترونيكي يا كاغذي ارسال كنيد:
1- الكترونيكي : به آدرسnevis@kheime.infoارسال كنيد.
2- كاغذي: بايد در دو نسخه در كاغذهايي با ابعاد A4(باشرايط فاصله 3 سانتي متر از كناره، اندازه ي 14 وخط نازنين)درج شده باشد.
- حجم مقالات از 10 صفحه تجاوز ننمايد.
- مقاله بايد شامل عنوان،نام نويسنده يا نويسندگان، چكيده،واژگان كليدي،مقدمه،بحث ونتيجه گيري ومنابع مورداستفاده باشد.
-مقالاتي كه براساس محورهاي ذيل توليد شوند به صورت ويژه داوري وجداگانه انتخاب خواهند شد.
- محورها:
1- محتواي ديني وارزشي در عرصه وبلاگها(weblog)
2- محتواي ديني وارزشي در عرصه سايتها(website)
3- محتواي ديني وارزشي در عرصه گروه ها(groups)
4- محتواي ديني وارزشي در عرصه تالارهاي گفتگو(froms)
5- محتواي ديني وارزشي در عرصه اتاق هاي گفتگو(chat)
6- محتواي ديني وارزشي در عرصه نشريات الكترونيك
ب- شعر
- تعداد اشعار ارسالي حداكثر 3 اثر مي باشد.
- محدوديتي در قالب اشعار نمي باشد.
- اشعار را به دو صورت كاغذي والكترونيك مي توانيد ارسال كنيد.(آدرس الكترونيكsher@kheime.info)
ج- داستانك
- تعداد كوتاه نوشته هاي ارسالي حداكثر 3 اثر مي باشد.
- مي توانيد به دو صورت كاغذي والكترونيك ارسال كنيد.(آدرس الكترونيك dastanak@kheime.info)
د- قطعه ادبي
- تعداد قطعات ادبي ارسالي حداكثر 2 اثر مي باشد.
- مي توانيد به دو صورت كاغذي والكترونيك ارسال كنيد.(آدرس الكترونيك ghete@kheime.info)
هـ - كاريكلماتور
- تعداد آثار ارسالي حداكثر4 اثر مي باشد.
- مي توانيد به دو صورت كاغذي والكترونيك ارسال كنيد.(آدرس الكترونيك kalamat@kheime.info)
و- عكس
- هر فرد مي تواند حداكثر 10 قطعه عكس سياه وسفيد يا رنگي ارائه دهد.
- اندازه عكس ها حداقل 25×20وحداكثر30×30سانتي متر تعيين شده است.
- در صورت ارائه عكس آنالوگ،نگاتيو عكس ودر صورت ارائه عكس ديجيتال(عرض حداقل1200پيكسل وفرمتtif يا jpg)لوح فشرده حاوي فايل عكس به همراه اصل اثر ارسال گردد.
- عكس ها نبايد قاب يا پاسپارتو داشته باشند.
- اگر عكس ها به صورت مجموعه ارائه مي شوند، ترتيب نمايش آنها مشخص گردد.
- از نوشتن هرگونه اطلاعات در پشت عكس ها خودداري شود.
- آثار پذيرفته شده عودت داده نمي شود.( نگاتيو عكس هاي آنالوگ برگردانده خواهد شد.)
- مي توانيد آثار خودرا به صورت الكترونيكي به آدرس pic@kheime.info ارسال كنيد.
- برگزار كننده حق استفاده از عكس هاي پذيرفته شده را براي خود محفوظ مي داند.
2- ثبت نام وانتخاب وبلاگهاي برتر ديني وانقلابي
- در 3 بخش برگزار مي گردد.
الف- بخش اول:
دراين بخش وبلاگ نويساني كه قبل از تاريخ يكم بهمن ماه 85 وبلاگ خودراراه اندازي كرده ودر زمينه موضوعات اعلام شده در بخش فراخوان همايش مي نويسند،مي توانند شركت نموده،وبا تكميل وارسال فرم مجود در سايت همايش در ليست انتخاب قرار گيرند.
ب- بخش دوم:
در اين بخش وبلاگ نويساني كه قبل از تاريخ يكم بهمن 85 وبلاگ خود راراه اندازي كرده اند اما در زمينه موضوعات اعلام شده در بخش فراخوان همايش نمي نويسند،با نوشتن حداقل يك پست مرتبط وتكميل وارسال فرم موجود در سايت همايش مي توانند در ليست انتخاب قرار گيرند.
ج- بخش سوم:
در اين بخش افرادي كه وبلاگ ندارند مي توانند با راه اندازي يك وبلاگ ونوشتن در زمينه موضوعات اعلام شده در بخش فراخوان وتكميل و ارسال فرم موجود در سايت همايش در ليست انتخاب قرار گيرند.
- در هر بخش 3 وبلاگ برتر برگزيده مي شود.
وبلاگ هاي برتر توسط هيئت داوري وبا توجه به معيارهاي ذيل انتخاب مي شوند:
1- محتواي وبلاگ از نظر كيفي وكمي
2- استفاده از جلوه هاي بصري وقالب وبلاگ
3- تعداد بازديدكنندگان وميزان تعامل نويسنده با مخاطبان و...
3- مسابقه(ازدل مي گويم براي حسين(ع))
در اين بخش مي توانيد با نوشتن يك مطلب براي امام شركت نماييد .
- هيچ محدوديتي در نوع نوشتار وجود ندارد.
- بهتر است نوشته ها، صميمي وبي تكلف نگارش شوند.
- مي توانيد از شعر، قطعه ادبي وحتي داستانك استفاده نماييد.
-حداكثر حجم مطلب توليدي بايد 5 سطر باشد.
- مطلب را به آدرسmosabeghe@kheime.info ارسال كنيد.
4- كارگاه آموزش وبلاگ نويسي( مقدماتي)
- درروز همايش(صبح) به مدت 3 ساعت( از ساعت30/8 الي 30/11) در دو بخش تئوري(يك ساعت) وعملي(2ساعت) برگزار خواهد شد.
- جهت شركت دركارگاه مي بايست درخواست ومشخصات كامل خود را به آدرس الكترونيكيworkshop@kheime.info ارسال نماييد.
- آخرين مهلت جهت ثبت نام در كارگاه 10 اسفند 85 مي باشد.
مباحث:
الف- تئوري:
1- وبلاگ چيست؟
2- كاربرد وبلاگها
3- ويژگي هاي وبلاگ
4- چگونه وبلاگ بنويسيم
5- اخلاق در وبلاگ!
و...
ب- عملي
1- چگونه يك وبلاگ بسازيم؟
2- چگونه ايميل بسازيم؟
3- چگونه وبلاگ خود رابه موتورهاي جستجو معرفي كنيم؟
4- چگونه در وبلاگمان عكس وصوت قراردهيم؟
و...
5- همايش تقديراز توليد كنندگان محتواي ديني وانقلابي در اينترنت
- همايش در تاريخ17 اسفند85 از ساعت 30/11 الي 18 برگزار خواهد شد.
- مكان برگزاري همايش سالن کوثر سازمان صدا و سیما واقع در تهران مي باشد.
- شركت در اين همايش براي عموم آزاد است.
- در كنار برگزاري همايش نشست هاي نقد وبررسي برگزار خواهد شد.
و در آخر این هم لینک سایت خیمه برای ثبت نام عزیزان "خیمه ی شیشه ای"
صلوات
یا زهرا

محرم امسال هم اومد....جای یه نفر خالیه خالیه خالیه!!!!!
صاحب مجلس رو می گم......!!!
می خوام بنویسم اما دستم قفل شده....
یه بنده خدایی بود زمان حیاتش تصادف می کنه و بعد از چند روز خواب حضرت عشق ابولفضل العباس(ع) رو می بینه.....
می بینه که....(از زبون خودش):
توی مجلسی بودیم....آقایی با عبا و عمامه ی سبز رنگ ....بلند قامت و زیبا روی صندی نشسته بودند و موعظه می کردند!!!
آخر مجلس رفتم خدمتشون و عرض ادب کردم و از ناراحتیم گفتم.....بهشون گفتم آقا تصادف کردم و نمی تونم بلند شم.....ناگهان اون اقای خوش سیما فرمود :
دستت رو بده به من و بلند شو
گفت یه ذره نگاه کردم....(همینجور که می گفت اشک می ریخت) ...گفتم:
آقاجان شما که دست ندارید که ..آقا

اون آقا هم فرمود: عیبی نداره عبای مارو بگیرید و بلند شید.......و گفت بلند شدم و کاملا خوب شدم.......
یه مطلبی همیشه من و ناراحت می کنه
اونم اینکه توی مداحی ها هی باب شده دم از احساس حضرت عباس می زنند و از عقل ایشون چیزی نمی گن اونوقت اینجوریه که چند نفر روشنفکر می ان و از جدایی عقل و دین و علم و دین قلم می فرسایند و باب گفتگو باز می کنند....!!!
انشااله توی این ایام خیلی زود به روز می کنم.....!!!!!!
یا زهرا
صلوات
علی را حق چه اکسیری نهادســـــت که در مهرش دل و جان بی ارادست
اگر شش ماهه محسن از کفش رفت خدا جایش به او عباس(ع) دادست
با سلام خدمت همه ی عزیزان....
ابتدا مهمترین عید شیعیان یعنی عید غدیر رو خدمت اقا امام زمان(عج) و شما عزیزان تبریک عرض می کنم....

از امیر المومنین (ع) امده است که:تکبر در برابر آدم متکبر عین تواضع است ....
به به چه حدیث زیبایی واقعا خط مشی خیلی زیبا و کاربردی برای همه ی ما شیعیان خواهد بود....البته محور اصلیه روایت هم مبتنی بر اصل حفظ عزت مومن هستش ..!!!
امیر المومنین (ع): اگر تمام پرده های عالم کنار برود ذره ای بر یقین من افزوده نخواهد شد...
می دونید این روایت عجیب بنده رو به شگفتی واداشت...چرا؟؟؟
خیلی ساده بگم...در بین پیامبران اولی العظم (به یکی از دوستام گفتم ای کاش دو واحد دیکته می خوندیم تو دانشگاه) به حضرت ابراهیم به خاطر نحوه ی رسالتشون خیلی علاقه دارم اما دیدم حضرت ابراهیم خیلیل الله (ع) بعد از مشاهده ی زنده شدن کبوتر ها به یقین رسید اما امیر المومنین(ع) چی؟؟؟(جوابش توی همون روایت هست..)
چرا وجود امیر المومنین و ائمه ی هدی (بغیر از امر واسطه ی فیض بودن و نیاز ما ) اهمیت و گرانبهایی بی وصف و فی نفسه دارند؟؟؟
خب ببینید اصولا در تمامی فرق عرفانی ، عرفان راهیه برای طی مسافت بین واقعیت (به معنای اونچه هست) و حقیقت(اونچه باید باشد و ایده ال است)...
توضیح واضحات نمی خوام بدم که تنها راه طی این مسافت راه اسلام و تشیعه ولی می خوام بگم وجود نازنین امیر المومنین از این جهت که او خود دریای حقیقت است بی نهایت گرانبهاست....او واقعیتی نیست برای رسیدن به حقیقت او همواره ایده آلیست در بینهایت تعالیه انسانی و در حال گام بر داشتن به باز هم بینهایتی نسبت به بینهایت قبل(قابل توجه بچه های رشته ی ریاضی)
یعنی؟؟؟ بله یعنی امیر المومنین جواب تست بینهایت گزینه ایه بشریت ،برای سوال ....راه رسیدن به خدا و حقیقت چیست می باشد؟؟!!!! چراکه برای امیر المومنین و فرزندان به حقش حقیقت و واقعیت یکیست....فاصله ای بین انچه باید باشند و انچه هستند وجود ندارد...!!!!
حالا این عید چرا مهمه؟؟؟
در این عید انسان متذکر می شه و هدفش به یادش می اد .....
که او کیست و زمام او به دست کیست!!!! تصور کنید ما در دنیای تاریکی هستیم که با غرق شدن در منجلاب گناه و بد بختی در سیاهی فرو می ریم ...حالا برای اینکه بفهمیم کی هستیم به نور زاید الوصف نیاز داریم.....وجود امیر المومنین مانند همون نوریه که ما در هر درجه باشیم بینهایت به توانه بی نهایت بار نورشون از نوره(البته اگر نوری باشه) وجود ما بالاتره و ما می تونیم با توجه به اون نور خودمون رو و بعد خدای خودمون رو بشناسیم.....
شیعه در این روز هدفش و راهش متمایز می شه از همه ی طرق باطل.......
خیلی جالبه در این روز به قول وحی نازل شده بر رسول اکرم(ص) دین کامل می شه و نعمت هم تمام می شه یعنی چی؟؟
یعنی مکمل نبوت امامت خواهد بود (قابل توجه سنی ها) و اهمیت بحث امامت واقعا در این روایت بالا به عینه دیده می شه !!
جالبه به چه زبونی باید در تاریخ ذکر بشه تا حتی مسلمون های پلورالیست ( قابل توجه دوم خردادیا و جبهه سروشی ها) لااقل بفهمند هر راهی حق نیست و تنها یک راه حق است.... و بس!!!!
لعن الله کلهم اجمعین اگر قابل هدایت نیستند......
و در آخر بگم....
۱: روز عید عیدی یادتون نره صدقه هم زیاد بدید،لباس نو بپوشید شیرینی پخش کنید و خلاصه این عید رو بزرگ بدارید چرا؟؟؟
چون این روز و اهمیت عالم تشیع به این روز که در واقع اهمیت شیعه به بحث ولایت خواهد بود پایه های عقیده ی مهدوی رو محکم تر می کنه و شرایط رو برای ظهور اقا امام زمان(عج) هموار تر می کنه...
حالا چرا باید اقا امام زمان (عج) ظهور کنند؟؟؟خب چی می شه؟؟؟
ببینید خیلی خیلی ساده عرض کنم که از قول خودشون ، براورده شدن هر حاجتی برای هر فردی در ظهور اقا امام زمان(عج) شکل خواهد گرفت یعنی در سهل ترین و زیبا ترین و کامل ترین وجه ممکن حاجتهای دنیوی و مخصوصا اخروی به اجابت می رسند. حالا چرا اینجوری می شه؟؟؟ علت اصلیش چیه؟
علت اصلیش بر می گرده به تحقق عدالت واقعی در تمامی شئون جامعه و زندگی فردی انشان ها و ارتباط بالای انسانها در مرحله ی یقین با خداوند یکتای واحد.....
ضمنا یادتونه گفتم برای رضای الهی روز عید غدیر پول زیاد خرج کنید؟؟؟ (قابل توجه عزیزان اسکروج و پول دوست !!! حتی شما دوست عزیز) امیرالمومنین قول دادن خودشون میلیون برابرش رو باز میگردونند....ضمنا لباس نو پوشیدن هم ادمی رو از مریضی دور می کنه و شغلی در شان انسان به او از طرف ذات اقدس خدا واگذار می شود......
و در اخر ۵ صلوات برای شادی روح زیباترین امیر المومنین(ع) بفرستید...
التماس دعا مردونه
یا ام الائمه
ســــــــــــــــــــــــــــــلام...
اولا انشاالله حتما یه سر به پست قبلی بزنید!!!ثانیا خب ....
ابتدا عرض کنم این سری مطالب به پشتوانه ی چنتا وبلاگ حمایت و نوشته می شه....
وبلاگ ظرف عشق آقا مهدی گل که برادرم هستن و بنده خیلی قبولش دارم!!!!!!!
وبلاگ رفع الله رایت العباس(ع) که یه دربه داغون حضر ت عباس باشه(چه تحویلی گرفتم خودم و!!!)
وبلاگ جهاد مقدس که برای آقا پویان گل باشه(البته ایشون فعلا حمایت می کنن)
انا لله و انا الیه راجعون
شهادت دلیل امکان امام محمد باقر (ع) بر پیشگاه مقدس امام زمان(عج) و همه ی شما تسلیت باد....
ای کاش بیاید روزی......که حتما می رسد روزی.....که او آمده است
|
آ |
قا مستقیم؟؟
سرش و تکون داد....
نشستم صندلی جلو!!
داشتم جلو رو نگاه می کردم و مثل همیشه فکر می کردم!! خیره شده بودم به جلو که یهو یه مگسه توجهم و به خودش جلب کرد!!!(رفقا میدونن خیره میشم هیبتمون چه فرمی می شه!!)
گردنم کج بود و به شدت داشتم تلاش مگس رو برا اینکه ازشیشه بره بیرون رو ببینم!!! بنده خدا نمی فهمید شیشه جلوشه هی داشت زور می زد و کار خودش رو می کرد!!!بعد از 5 دقیقه ناغافل بیخیال شد و نشست رو داشبورد و اونم زل زد به ما!!
بعد از یه عالمه رد و بدل کردن کارمای(همون انرژیه) مثبت و منفی اخر بنده خدا فهمید لای پنجره بازه و رفت!!!
حالا چه ربطی داشت؟؟
می دونید یاد خودمون(ما انسانها افتادم) بعضی مواقع خیلی تلاش می کنیم اما کارمون گره ای داره و مثل اون مگسه نمی فهمیم و خیال می کنیم همه ی شرایط محیاس اما کار ذره ای پیش نمی ره!!!( ای کاش هم شما هم بنده فرصت و حوصله داشتیم بشینیم راجع به جبر و اختیار حرف بزنیم....)
اونایی که می گن این حرفا رو خیلی ها زدن باید عرض کنم که ما باید دنبال اونراه حل ولو نامحسوس بگردیم و پیداش کنیم.....
قابل توجه همه ضمنا ما ماموریم به تکلیف و به نحو درست انجام دادن اون نه نتیجه!
کــــــــــــــــــی گفته ارتباط دختر و پسر لذت آنــــــــی نداره؟؟
البته بگم اگر کسی بیاد بگه لذت نداره باید ببینیم :
اولا ایشون لذت رو چی معنا می کنه و محدوده ی زمانی اثر اون رو چقدر می دونه....
ثانیا میزان ارتباط رو چی می دونه....
ثالثا محدوده ی ارتباط رو چی می دونه....
در هر حال بنده نمی گم لذت نداره چون واقعا اگر کسی بگه لذت آنــــــــــــی نداره یا مریضه و یا داره دروغ می گه!!!!
خب پس چی؟؟؟
ببین بنده می خوام عرض کنم که لذت آنی (حالا این مدت اثرش و کم و زیادیش بستگی به افراد داره) داره خوبشم داره .....
منتهای مراتب خدای واحد از روی علاقه ای که به ما داره نمی خواد من و شما لذت کم و آنی ببریم..
خب به نظر شما لذت چشم پوشی از خیلی ارتباط های غیر ضروری چقدره؟؟؟اصلا لذت داره یا نه؟؟؟؟
باور کنید اگر درست به اسلام نگاه کنیم کلهم حرفش اینه که ما انسانها نباید به لذایذ پست و کم دل ببندیم !!! میگه تا وقتی چشمه هست از کاسه ی شیکسته آب نخور!!
خب البته مثلا شاید خیلی از ماها مثلا به نامحرمی نگاه نکنیم اما هیچ لذتی هم نبریم .....این چی؟؟؟
خب اینجا هم چنتا نکته هست...
اولا باید دونست اگر هروقت ما کار خوبی کردیم اون رو اولا عنایتی از خدا بدونیم و مغرور نشیم و به قولی عجب نگیرتمون (طبق روایتی از معصومین :فرد گناهکاری که بعد از گناه استغفار می کنه و از خودش بیزار می شه نزد خدا از اون فردی که ثواب می کنه ولی به خودش مغرور می شه و عنایت خدا رو در نظر نمی گیره ارزشش بیشتره) اصلا مگه عبادت غیر از از محو در مولا شدنه؟؟؟
ثانیا ایا اون فرد اون عمل و ۱: برای خدا انجام داده؟؟
۲:برای اینکه بهش بگن عجب ادم نجیبیه و نونش رو بخوره
انجام داده؟؟
۳:برای بهش انجام داده؟؟
۴:از ترس جهنم انجام داده؟؟
در ضمن باید به خدا اعتماد کرد و با اصلاح خویش لذت دستورش را چشید و از او تنها عنایت خواست.....
فعلا
یا زهرا
صلوات
با سلام....
این روز ها سرم با درس و کار و یک سری گرفتاری خیلی شلوغ شده!!!
برای ادامه ی بحث باید خدمتتون عرض کنم که مرثیه های ناتمام بحث ارتباط دختر و پسر انشاالله به صورت منظم و هماهنگ از چندین وبلاگ از پست بعدی دنبال خواهد شد ....
بازهم برای اون دسته از عزیزانی که بد برداشت کردند عرض کنم بنده در وهله ی اول این مطالب رو تذکر به خودم....بعد به هم فکرای خودم....و بعد به دیگران می دم.....دیگه چیکار کنیم ماهم تو این هرم انسانی یه جایگاه و وظایفی داریم....!!!!
ضمنا عرض کرده بودم زود قضاوت نکنید که چرا فقط از خانوم ها نوشتم تو پست قبلی..!!!!
و اینک ادامه ماجرا....
یه روز توی محیط مجازی کلوب بودمwww.cloob.com و داشتم بحثای کلوب هایی که توی اونها عضو بودم رو نگاه می کردم....
یه بنده خدایی پیام گذاشت بی زحمت توی کلوب متافیزیک عضو بشید..!!!!
ماهم رفتیم و عضو شدیم!!!! مدیر محترمه ی اون کلوب(کلوب متافیزیک) دنبال یه بنده خدایی می گشت که معاونش بشه....!!!!
بعد از مدتها بنده رو انتخاب کرد.....حدودا یک ماه پیش بود!!!
این بنده خدا کلهم دنبال برطرف کردن مشکلات دیگران در بحث خرافات و جایگزینی متافیزیک برای عوام و خواص بود....

یه روز رفتم لیست اعضای کلوب متافیزیک رو ببینم دیدم یکی دوتا خانوم عکسای بی حجاب و نا مناسب برا پروفایلشون گذاشتن....با ذکر دلیل و منطق و خیلی محترمانه براشون پیام فرستادم که لطفا عکستون رو به این دلایل برای حضور بیشتر در کلوب عوض کنید ...!!!
بعد به مدیر کلوب گفتم!!!! ایشون برخورد من و نا مناسب دید و گفت ما باید بیایم و فقط همه رو جذب کنیم نباید دافعه داشته باشیم....و به بنده هم فرمودند که طبق نظر خودشون گام بردارم....!!!!
(یاد حدیثی افتادم از یکی از معصومین که فرمودند :هر کس برای خشنودی مردم از خشنودی خدا بگذره نه تنها از درگاه خدا رانده می شه بلکه نزد مردم هم خار می شه)
از طرفی طی یک یا دو بحث خیلی ساده متوجه شدم این بزرگوار خودشون هیچی از تعریف متافیزیک نمی دونند!!! اصرار بی مورد هم داشتن برای برپایی گرد همایی!!!
خلاصه بعد از این برخوردا بنده دیدم نه اینطوری نمی شه!!!! خیلی علامت سوال توی ذهنم بود!!!
خودشون رو مدیر کلوب متافیزیک می دونستند اما همه ی هم و غمشون برپایی جلسه ی عمومی بود!!!!!! جلل الخالق!!!! که ابتدا به بنده می فرمودند دنبال استاد باشم اما بنده هنوز کارشون رو در محدوده ی بلوغ عقلانی نمیدیدم...
بعد هم از معاونت(اهوکی) اون کلوب انصراف دادم و ایشونم جایگزین کردن...
از پروفایلشون فهمیدم که خانومی تقریبا مذهبی اما راحت هستند و البته مجرد و سنن هم سی چهل ساله.....
به علت سنشون خب اقایونی که براشون نظر میذاشتند هم سنشون بالا بود....
اقای ایکس:یه خانوم باحال!!!!! ( به قول داونه ..مـــــــــــــــــــــــــــآآاا) خوب و عالی اینو من نمی گم همه ی عالم می گن( مرسی به همه ی عـــــــــــــــــــــــآلم..)
آقای ایگرگ(چهل و چند ساله):یه خانوم گرم و خوب که الکی با کسی هم صحبت نمی شه و خیلی تیز هوشه و موقع حرف و صحبت وپیام هم خیلی شنگول و شوخه!!!(ایول به اقای چهل و چند ساله..)
آقای زد( یه روحانی ):یه خانوم محقق و کوشا.....
و ....
خب ابتدا بگم بنده هیچ امر پنهانی و عرض نکردم و اینها مواردی بود که هر کسی به عینه می بینه نتیجتا تخریب شخصیتی هم در کار نیست....
بگذریم...
یه سوال !!!این که می گن باید ارتباط ها ضرورت داشته باشه چیه؟؟؟
اصلا یعنی چی؟؟؟ از کجا بفهمیم ضرورت داره یا نه؟؟
خب خیلی ساده هر وقت خواستیم ببینیم امر ارتباطی ضرورت داشته یا نه می تونیم ابتدا نقیض وجود ارتباط رو در نظر بگیریم یعنی اینکه اگر این ارتباط( که می تونه هر نوع پیامی سخنی حرفی سلام علیکی و ... باشه) وجود نداشت آیا واقعا مشکلی ایجاد می شد؟؟؟؟پیامد بدی داشت؟؟؟ یا نه!!!
حالا نظرات اون اقایون درست بود ؟اون خانوم باید از این نظرات خوشحال بشن؟؟ برای یک خانوم درسته هر کسی بیاد اینجور براش نظر بذاره؟؟؟ایشونم باید در معرض دید هر فردی قرار بدن؟؟؟
حالا یه سوال دیگه...
منظور از این ضرورت ارتباط چیه؟؟؟
ضرورت حقیقی یا ضرورت کاذب؟؟!!!!
محدوده ی ضرورت چیه و کجاست؟؟؟
اصولا ارتباط بین زن و مرد می بایستی در محاط ضرورت صورت بگیره ....
این ضرورت هم شامل ضرورت های اجتماعی ، ضرورت مذهبی و یا ضرورت دفع افسد به فاسد می باشد...
منظور از ضرورت اجتماعی چیه؟؟؟
برای توضیح ابتدا باید متذکربشم که در این مورد می بایستی هم هدفمون موجه باشه و هم وسیلمون برای نایل شدن به اون هدف.....
به فرض اگر مرد و زنی با هم در محیطی کاری رو انجام می دن ..
اولا باید هدفشون درست و موجه باشه یعنی عقل برای اون دلیل داشته باشه..... حالا چه عقلی؟؟ عقلی که منابعش .." دین خدا-عقل سلیم-علم صحیح-عرفان قابل اعتماد و تجربه " باشه ودر واقع به قولی فونداسیون اون دین خدا باشه....
و در طی انجام فعالیت هم هر ریز عملشون مبتنی بر ضرورت باشه ...مثلا بهتر بگم...درست حرف بزنن...حجاب کامل داشته باشن.....از بی بند و باری و اختلاط بی دلیل به پرهیزن....از شوخی و خنده با نامحرم به شدت پرهیز کنند و ....
منظور از ضرورت مذهبی چیه؟؟؟
در این نوع هم موجه بودن هدف و وسیله مطرحه ...
همونطوری هم که می دونید ضرورت مذهبی در جایی تجلی پیدا می کنه ...
اولا: یا دین خدا در خطر باشه و مصلحت عمومی بر ارتباط باشه...به عنوان مثال حرکت و خط فکری حضرت زینب (س) به علت ضرورت دین و تفهیم عاقلانش در مجالس بعد از واقعه ی عاشورا...
ثانیا: یا اینکه ارتباط موجب تقویت بنای اعتقادی برای طرفین و یا لا اقل یکی از اونها بشه ( توجه شدید بشه که باز هم اینجا اگر مشکل توسط یک هم جنس برطرف بشه مسلمه که رجوع به غیر همجنس حرکتی عقلانی نیست)
و در اخر منظور از ضرورت دفع افسد به فاسد چیه؟
به نظر خود شما دفع افسد به فاسدیعنی چی؟؟؟
می دونم می دونید فقط من باب توضیح بگم....
دفع افسد به فاسد یکی از کارکردای عقله سلیمه.....در این روش هیچوقت دو عمل فی نفسه و ظاهرا تایید نمی شه.....اما در کل گزینه ی بهتر از افسد ..طبیعتا فاسد خواهد بود...
به فرض یک روز شما(مثلا یک اقا)در کنار جاده ای ایستادید.....ناگهان یک خانومی رو در حال پرت شدن به داخل دره می بینید.....
به نظرتون چی کار باید بکنید؟؟؟ ایشون کمک می خواد و فقط شما اونجایی.....شاید مجبور بشی دستش رو بگیری تا از مرگ حتی المقدور نجات پیدا کنه....
خب بیایین ببینیم تحلیلش چی می شه...
اولا میدونید لمس دو غیر همجنس نامحرم حرامه.....
ثانیا باز هم می دونیم که حفاظت از جان یک انسان هم دستور اخلاقی هستش که خیلی هم توصیه شده و بی اعتنایی به جان یک انسان عقلا و شرعا اصلا درست نیست....
وظیفمون چیه؟؟؟
مسلما باید ایشون رو نجاات داد (خب واضحه که حتی المقدور هم باید سعی بشه که از تماس اجتناب بشه) اما در شرایطی اینچنین اگه تماس برقرار بشه(امر فاسد) از مردن اون خانوم و بی اعتنایی به جان او(امر افسد) جلوگیری شده.....
خب سرتون رو بیشر از این درد نمی ارم .....
انشاالله پست های بعدی باز هم به مثال و بررسی ضرورت های کاذب و غیره می پردازیم....
ضمنا اون دسته از عزیزانی که نظرات بنده رو قبول ندارند بنده تمایل شدید دارم خیلی محترمانه نظرشون رو بدونم و استفاده کنم از دیدگاهشون و طی مقابله ی نظرات حقیقت معلوم بشه انشاالله...
از بذل توجهتون خیلی متشکرم.....
و در آخر این پست ...!!!عزیزان حواسمون باشه این معضل داره خیلی ساده مثل یه سرطان بین ما جوونا و اقشار دیگه رخنه می کنه .....بدون اینکه خیلی هامون بفهمیم......به قول معروف قبح قضیه دیگه داره شکسته می شه......بیایید از همین الان نذاریم .....
و خدایی که در این نزدیکیست و منی که از او بسیار دورم....دور دور دور....
صلوات
یا زهرا![]()

سرکلاس زیان(موسسه) نشسته بودیم،داشتیم انگلیسی بلغور می کردیم!!!! قرار بود هر کسی با توجه به ساختار مورد بحث یک جمله ای بگه! نوبت به یکی ازبچه ها رسید!بر خلاف ظاهرش که خیلی غلط انداز بود دراومد و گفت:I wish I had just a
girlfriend (ای کاش فقط یه دوست دختر داشتم)
حالا استاد و می گی یهو چشماش گرد شد ....(البته ببخشیدا از شما چه پنهون ما هم چشمامون گرد شد)
گفتش:wow….look who’s speaking…you mean you don’t have just one…..
(اوهوکی...نیگا کی داره چی می گه....یعنی می خوای بگی یه دونه هم......)
الان نمی خوام قضاوت کنم هاااا ولی با خودم گفتم اون موقع!! یعنی واقعا جی اف داشتن باید از بدیهیات و اجزای لا ینفک زندگی یه جوون باشه؟؟؟!!
قضیه دوم:داشتم با یکی از بچه های دانشگاه راجع به ازدواج و ارتباطای امروزی حرف می زدیم......
بحث کشیده شد به یکی از دوستاش:گفت یکی از دوستاش با یه دختره رفیق شده !(بچه نخون بده ااااا) بعد دختره خیلی نجیبه!!! خونشون بالا شهره !! از این جلفا نیست ، تا حالا چند بار رفیقم و به خونشون دعوت کرده !!!!!مامان دختره هم پسره رو خیلی دوست داره.....شایدم بعدا ازدواج کنن!!!!
بعدشم گفت:دختر نجیبیه !باباش هم البته وضعش خوبه اونم تک دختره!
گفتم : آخی خب شد نرفتیم زیر ماشین و کمی به معنای نجابت پی بردیم.....
یکم بریم عقب؟؟؟
وقتی که حداقل یه ذره نجابت و حیا باعث می شد ملت جار نزنن که جی اف یا بی اف دارن!!! زمانی که از افتخارات جوونها تعدد ارتباط با نامحرم نبــــــــــود......زمانی که از افتخارات جوونها ارزش ها ی پایداری بود که واقعا می شد بهش نازید....زمانی که خدا افتخار ما بود!!!!
موافقید با سرعت 133 کیلومتردر ساعت بگذریم؟؟؟؟ چی؟؟نه!!! باشه ......
خب حالا به نظر شما کدوم درسته؟؟؟؟
یه سوال؟؟؟ اصلا ارتباط با نامحرم خوبه یا بده؟؟؟یا مباحه؟؟؟
خب به قول یه بزرگی باید بدونیم ظاهر و باطن جامعه ی امام زمانی هم جامعه ای نیست که فقط مرد دیده بشه و اثر داشته باشه!!!! زنها هم فعلیتشون و اثرشون حتی در جامعه ی مهدوی هم حقیقت و ارزش داره....
خب این قبول حرفی درش نیست ...
اما عزیزان یه سوال!!؟؟ می خوام ببینم اینکه بگیم در ایده آل ترین حالت یک جامعه(که مذهبی هم هست) زن حضور داره این معنی رو داره که زن هر کاری بخواد می تونه انجام بده؟؟؟ هر شغلی می تونه داشته باشه؟ هر ارتباطی و می شه گفت درسته؟؟
بی زحمت توجه بشه این مطلب رو در صرفا درانتقاد دختر و پسر های بی بند و بار ننوشتم چراکه اول تذکر به خودم می دم و بعد به همه ی پسرا ودخترای مذهبی که حواسشون نیست دوربین 133 مگا پیکسلیه نظر مردم با رزولوشن بالا زوم شده روی حرکت و رفتارشون !! جدی تر بخوام بگم ...و خدایی که در این نزدیکیست..!!

توی فلان جلسه ی سیاست گذاری فلان تشکل مذهبی فرهنگی بودیم و با فلان مسول تقریبا بالا یه نشستی داشتیم! خانمی وارد مجلس شدن و (از اعضا بودن) واقعا به نجابت و حیاشون می شد غبطه خورد!!! اما بعد از جلسه شاید با هر اقایی که در تشکل حضور داشت باب گفتگو رو باز می کرد و سلام و علیکی داشت و لبخند ها و شوخی های مکررشون با اقایون یکم .....به نظر می رسید...
از فلان وبلاگ مذهبی پسره برا فلان وبلاگ (شاید ) مذهبی کامنت می ذاشت و فقط مونده بود برا اون خانوم بره زیر تریلی 133 چرخ..!!! به شدت معلوم بود قربون صدقش داره می ره.....صداش می زد دوست عزیز!!!(به شدت باید داد زد..بابا زرشک)
خانوم مذهبی هم با نهایت خرسندی خوشحال می شدن از ابراز لطف دوستان البــــــــــــته نمی خوام بگم شاید بد ترین توهین هم اگر می شد از این نوع تشکر بهتر بود نمی خوام بگم هــــــــــــــــــا.....
خانومی متاهل در محیط اینتر نت شب تا صبح با ایدیه روشن...!!!
بماند که چند روز پیش هم خیر سرمون بهمون گفتن بیا بریم فلان جلسه!!! رفتیم باز هم یه جمع مذهبی بودن!! برای محتوا سازی یه بخشی!! انصافا هم اعضا اعضای فعال و هم فعل فعل کاملا اصولی ای بود!! حالا چه ربطی داشت؟؟
خب..متاسفانه باز هم خانوم های چادری مذهبی ایی بودند که (البته بعدا فهمیدیم متاهل هم بودن) که بقدری با بعضی از اقایون مجرد در هنگام حرف شوخی و خنده میکردند که واقعا جای تعجب بود!! برای هر کار الکی شماره تلفن می خواستند تا هماهنگ کنند مثلا....
دختره و پسره خدا خیرشون بده معلومه اصلا تو وادیه عقل و ارزش نیستند دیگه اینا که تو مترو و دانشگاه و ....خوشبختانه فقط مونده همدیگر رو بقل کنند.....
و خدایی که در این نزدیکیست.....
البـــــــــــــــته خواهش می کنم موضع گیری نکنید...تا بقیه حرفام رو نشنیدید.....
البته عیبی نداره ماهم خــــــــــــــدایی داریم....
تا ادامه ی این بحث در پست بعدی
صلوات
یا زهرا
