تبليغاتX
رفع الله رایه العباس

 

بسم الله بسم الله بسم الله

 

 به نام خدای تو خداوندی که تو را آفرید و عشق تو را ... خدا تو را، عشقت را به من بخشید ... تن ناتوان من و تاب غم و هجر تو ... مست شدم مست شدم مست شدم .... فریاد فریاد فریاد... خدایا ببین این منم.... عاشق ترین مجنون.... مجنون تر از مجنون ... دل خون............

 

 

                                         گمانم دیدن رویت سراب است ....

 

 

خدایا  ...

 ببین !  تمام تنم حنجر شد ، فریاد فریاد از این عشق.... عقل و هوش از من ربود چه کسی تن بی رمق مرا به زمین می کشد من که ناتوان خسته ام خسته ی نفس کشیدن ... چگونه در مقابل تو با تن سلامت حاضر شوم شمشیر ها مرا دریابید بگذار از تنم فقط خون بماند ... رهگذری مرا دید فقط رد خونی باقی مانده باشد ... دیوانگی ام طعنه به مجنون زده است ....

شک کردم  شک!

به تو به کرم تو ... فراموش کردم در بین طوفان بلا دست تو تکیه گاه من است ... حاجتی تاب از من ربود ...خیال کردم چشم از من برداشته ای ... دلم لرزید ... یادم نبود که چشم تو نگاه تو زندگی ام بخشیده است ... محکومم به مرگ ... تسلیمم به  حبس... خبط کردم ... شک کردم ... ولی بگذار سلول حبس من چارچوب خونین نگاه تو باشد .... دست تو حصار من... بگذار میان خون باره ی دستانت حبس شوم حبس ابد......

 تو را به جان مادرت زهرا مرا اینچنین نخواه .... گفته بودی بین خودمان بماند ... سکوت کنم .... نشد.... تو مولایی سروری نمی دانی ..... درد یک بیچاره ی بی نوا را نمیدانی .... تو فدای صاحبت شده ای ولی من آقا ... صاحبم غایب است... اگر بد شدم اگر نشدم آنچه تو خواستی ازمن ، سایه ی صاحب از سرم کوتاه بوده است ... تو از نفس حسین دم زده ای ....من از مهدی نامی دیده ام و بس.....

 از داغ غمت تمام تنم تیر میکشد .... میدانم آخر روزی از این غم برایت می میرم .... از غم هجر تو رسوای عالمم... چشمانم نمکناک درد کربلایت شده .... دلم میسوزد که زینب بی تو روزگاری داشته است ... برای پاهای خسته ی رقیه بی تابم .... برج دیدبانیه طفل رباب تو بوده ای..... خواب دیدم عکس رخت را در ماه ..چه اندک زمانی برای غرق شدن در خیال رویت بود ...

اشک میریزم غمگین تر از همیشه ...امروز بیشتر از همیشه دلتنگم ... این دلتنگی مرا خواهد کشت ... این همه دوری قرار ما نبود ... پیر شدم از غمت لیلیه افسانه ها ....

                                                             

گدای علقمه

      علی علی

 

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 |

یا رب العباس

 

 عزیزی از من پرسید مجنون العباس!

تو حضرت عباس رو بیشتر دوست داری یا امام حسین رو ؟؟؟؟!!

از سوالش تعجب کردم .... بهش گفتم خب معلومه امام حسین رو !

خیلی تعجب کرد گفت من فکر میکردم تو که مجنون العباسی ایشون رو بیشتر از بقیه اهل بیت دوست داشته باشی ....

نیازی به فکر نبود چون از ازل که خدا عشق عباس رو برام نوشت جواب این سوالم کنار اسمم گذاشته بود... دلم سوخت .... خیلی م سوخت که چرا به عشق  اربام رسوا شدم ولی کسی نفهمید چرا؟؟؟ شاید کوتاهی از من بود و نقص در عاشقیه من ....

بهش گفتم عباس علی رو دوست دارم چون عشق ولایت از شیرخوارگی به دل داشت گفتم عباس علی  رو دوست دارم چون بعد از یه جنگ یه قول مردونه و حیدری به علی داد وبه خاطر قولش جون داد گفتم عباس حسین رو دوست دارم چون به من عشق حسین رو داد به من درس امام شناسی رو داد به من عباس

 

رو داد .... علمدار حسین رو دوست دارم چون دستان مبارکش رو بدون حسین به آب زد و همون دستان رو به راه امامش داد.... عباس من هم حق برادری رو خوب ادا کرد هم حق ماموم بودن رو ........

حالا فهمیدی چرا امام حسین رو بیشتر دوست دارم ؟ چون اربابم بهم یاد داد اون لحظه که....

 

... بار دیگر چشم دوخت .... سرخ بود به رنگ خدا، دو ذوالفقار دو ابرو، دو چشم او دو علی ، فتبارک الله احسن الخالقین .....

اشک از رواق چشمانش جاری ، خون خدا ، سرخ خون چشمانش را کنار زد ... می گریست :

عباس من ... برادرم ... چرا گریه میکنی؟؟

دریای فرات در چشمانش حلقه زد موج علقمه خروشان بر دیده اش....

-  وای بر من نور چشمم ، چرا گریه نکنم که تو بر بالینم نشسته ای تورا می نگرم که سرم را از خاک به دامن گرفته ای وای بر من که بعد از ساعتی کسی نیست سر تورا از خاک بر دارد و به دامن گیرد عباسی نیست که خاک از چهره ات بزداید ... حسین من !

 

تشنه بود ... چشمان رقیه هنوز به علقمه ... عباس من رفت   رفت   رفت

 

  

                                    والله ان قطعتموا یمینی ......... انی احامی ابدا عن دینی

  

 

                                                    تقدیم به زیبای نگاه تو

 

هماره تا که خدا را بود ز خلق سپاس                              درود بر خلف پاک مرتضی عباس

دو ذوالفقار دو ابرو دو چشم او دو علی                           محب از آن به امان و عدو از این به هراس

لبش حقیقت کوثر دمش روان مسیح                                دلش بهشت ولایت رخش حدیقۀ یاس

نه در بهار جوانی خدا گواست که بود                              ز شیرخوارگی و کودکی حسین شناس

روا بود که همانند چهارده معصوم                                 شود زحضرت هو صبح و شام نعت و سپاس

کنار تربت پاکش فرشتگان خوانند                                  دو مصرعی که در آن هست یک جهان احساس

سلام خالق منان سلام خیر الناس                                    سلام خیل شهیدان به حضرت عباس

 

 

گدای علقمه

یا زهرا

 صلوات

 

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در جمعه هجدهم اسفند 1385 |

 

 

 پریشب (5 شنبه) یه همایشی بود توی مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه با حضور دکتر قالیباف، از قضا ماهم رفتیم و دعوت بودیم مثلا ، با حضور مهمون های خارجی و ...

البته این نشست در مورد چشم انداز های سیاسی دکتر بود، یه مترجم هم بود که هر چی دکتر(قالیباف) می گفت رو ترجمه ی همزمان می کرد!!!!

2 یا 3 ساعتی نشستیم! از هر 3 تا کلمه 4 تاش کلمه ی "جئو پولتیک" بود!!!!

کلی هم دانشجوی دکترا و ارشد رشته های علوم سیاسی با کلی سران اسبق نظام حضور داشتند.....

انصافا اون همه دکتر رو یکجا ندیده بودم!!! هر کی می رسید به اون یکی می گفت به سلام آقا یا خانوم دکتر!!!!!

سرتون رو درد نیارم ، خلاصه تایم شام رسید و ما هم کلی ذوق کردیم چون تازه علت حضورمون تو اون جلسه داشت محسوس می شد و تجلی پیدا می کرد!!!!

از قضا شام هم سلف سرویس بود... یه میز بود و کلی غذا و دسر و.....جوجه کباب و باقالی پلو و ....هیچ میز وصندلیی هم نبود برای نشستن ، با خودم گفتم بابا اون غربیا اگه سلف سرویس غذا پرزنت می کنند غذاهاشون با ماها فرق داره ، نه مثه ما که این گوشت و جوجه کباب و می خوای بخوری 15 ا کمکی باید بیان اینا رو تیکه تیکه کنند/

 

                                           عزم خوردن جوجه کباب کردیم

                           

 

                                   

 

 

 

بد جوری چشمم رو گرفته بود...تا اومدم برم سر سینیش دیدم 5  یا 6 تا از اون دکترا ریختن سرش و تو یه چشم بهم زدن نفهمیدیم چی شد....

اونایی که تا دو دقیقه پیش داشتند با رفتارشون پرستیژ به خورد چشمای ملت می دادند اونقدر از خود بیخود شده بودند که ....

هردفعه سینیه جوجه کباب می اوردن ما دقیقن اون ور میز بودیم...تا می مدیم بریم اونور یکهو تموم می شد....تقریبا یه 5 باری ما اینور اونوری رفتیم که آخر هم یه ذره قسمت نشد.....و بالاخره با ته دیگ خودمون رو سیر کردیم.....

 

                                       

 

 

نتیجه:

  1. یک ابهام بزرگ....!!!!!!

 "سیاست جوجه کبابی" ست یا "جوجه کباب سیاسی" ست؟؟؟؟یعنی واقعا سیاست ما اینقدر بی محتوا و بی سیاسته یا اینکه جوجه کباب های ما(آقایون) رنگ و بوی سیاسی می ده؟؟؟؟

                                         خب جفتش!!!!!!

  1. خنده ی غم انگیز...
  2. برای اینکه سر یه عده ای گرم بشه تاخرابکاری نکنند باید کمی هواشون و ولو با جوجه کباب داشت!!!
  3. تو این گیر و دار باید از مرکز مطالعات استراتژیک واقعا تشکر کرد!!!!!

چرا؟؟؟ چون با ترتیب دادن همایش های تقریبا بین المللی در مرکز، سفرا و سیاستمداران و دانشجویان داخلی و خارجی رو از دیدگاه و استراتژی سیاستمداران احتمالی و آتی (عموما پست ریاست جمهوری) کشور با خبر می کنه.....

دیدید !!!!! عجب جوجه کباب سیاسی ایییییییییی!!!!! روی ما هم اثر خودش رو گذاشت...!!!

 

به هر حال

 یا زهرا

 صلوات

 

 

 

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در شنبه دوازدهم اسفند 1385 |

 

              

    شب تاسوای سال گذشته بود....یکی از رفقا زنگ زد و گفت محمدرضا کجایی؟؟ می ام دنبالت بریم جلوی سفارت دانمارک ، تجمعه برای اون عکس مجله ی دانمارکیه.....خب برای من خیلی سخت بود ! شب تاسوعا بود گفتم رضا(دوستم) ما داریم می ریم به نظرت کارمون درسته؟؟؟ خودم کمی فکر کردم و رضا هم گفت : اره سیاست ما عین دیانت ماست! سیاست دینی هم باید سر لوحه ی ما باشه.....خب خودمم گفتم به هر حال ما باید اعتقادمون و عملمون  اپ دیتبا شه و پویایی تو فرهنگمون موج بزنه و این شد که رفتیم و .........

همینطور که میگذشت مساله ی هسته ای هم جدی تر می شد و با سیاست های پیش گرفته ی دولت ما از یک طرف و سیاست خارجی از طرف دیگه این بحث رنگ و بوی جدی تری به خودش می گرفت....

یک سال از تجمع در برابر س.دانمارک گذشت....

خبر تخریب در و دیوار مسجد الاقصی واقعی(توجه بشه که اون گنبدی معروف گنبد مسجد الاقصی نیست) توسط صهیونیست ها بحث محافل خبری و ...بود و تقریبا پوشش خبری مناسب(نه کم و نه زیاد) داده شد...

 

                      

توجه توجه:

1.       توسط یکی از دوستان مطلع شدم که وزیر کشور(اگر اشتباه نکرده باشم) فرانسه دست به توهین های بزرگی به دین اسلام و اعتقادات مسلمون ها زده بود و از چاپ دوباره ی کاریکاتور ها ی موهن خبر داده بو د و گفته بود که از اونها حمایت می کنه....

2.       در همین موقع باز هم خبر هتاکی رییس حزب آزادی (از احزاب تند روی هلند)و توهین های بسیار او به ساحت مقدس پیامبر اعظم و بی نظیر اسلا(ص) به گوش رسید....

که تنها رئوفیان (مسول ستاد بزرگداشت پیامبر اعظم) از قصور در مقابله با این حرکت از مردم ایران معذرت خواست

3.        چند روز پیش طراح سوالات پایانی اموزش ضمن خدمت در بحث سیره ی نبوی به مناسبت سال پیامبر اعظم سوالات مسخره و واقعا موهنی رو مطرح کرد

اما در تمام این سه موردبالا (مخصوصا اولی و دومی که هیچ خبرگزاریی اون رو اعلام نکرد) پوشش خبری جدی داده نشد....حتی مورد سوم سر تیتر نشریات و خبرگزاری های (مخصوصا دولتی ) هم نبود.....

 تمامی خبرگزاری های حتی اصولگرا هم بحث ویژه ای برای اون باز نکردند....

هیچ پیام و اعلامیه ی خاصی هم به صورت جدی مطرح نشد و با مسول مربوطه که مطمئنا این عملکر او عملکردی سازماندهی شده بود نشد که نشد که نشد......

تنها وزیر بی لیاقت آموزش و پرورش عذر خواهی کرد و از استعفای مسول مربوطه اطلاع داد....

 

حالا یک چرای بزرگ در ذهن شکل می گیره.....

چـــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟

توجه کردید که سیاست ایران به صورت جدی تنها در برابر اسراییل و آمریکا قرار داره؟؟حالت تدافعی و تهاجمی این سیاست هم بیشتر معطوف می شه به این دو کشور !!!!
چرا؟چون ارتباطی فعلا بین ایران و دو کشور و سیاست به صورت مستقیم نیست! یعنی منافع ایران و (یه سری از عزیزان ) به صورت جدی با تهاجم به سیاست این دو کشور فعلا به خطر نمی افته....

خب طرف حساب ما فعلا اروپاست !!!

یعنی منافع مخصوصا ما در گروی سیاست های ما و برخورد ما با دولتهای اروپاییست!!

البته منافع ما منظورم یک سری از آقایون نه مردم!!!!!!

مساله ی هسته ای ایران به قدری در نظر دولت جدی شد که تنها به فکر جلب رضایت اروپا بودند و هستند و رضایت خداوند پارامتری دست نیافتنی شد......

و دیدم اکثریت کشور های سنی مذهب طی بیانیه ای عذر خواهی جدی مسولین بلندمرتبه ی کشور های فرانسه و هلند رو از مسلمین جهان خواستار شدند اما ایران در رویایی دست نیافتنی بود و به دلیل جلب رضایت اروپا و اژآنس به ادامه ی فعالیت های هسته ای و تیره و تار نشدن روابط دست به اقدامی نزد.....!!!!

و اینگونه شد که خسر الدنیا و الاخرت شدیم!!!!

و اینگونه شد که نه تنها از اسب افتادیم بلکه از اصل هم خواهیم افتاد(شاید هم افتاده ایم!!!!!)

 

علت رو نمی دونم اما مقابله نکردن جدی با سوالات موهون و  مطرح شده می تونه تنها به دلیل با شه اون هم وخیم بودن اوضاع سیاست خارجی و اینکه نباید ارامش داخلی رو از بین برد!!!!!

 

اما یک سوال!!؟؟؟

هدف مطلوب ما و این دولت چیست؟؟؟ بقای نظام توحیدی یا بقای نظام ایران؟؟؟؟

قصد دنیای کفر گرفتن اصلیت ماست خب جالبه ما برای هدف خودمون که به فرض دستیابی صلح امیز به انرژی هسته ای باشه (که یک هدف اعتباریه و نه حقیقی) خودمون خودمون رو از اصل انداختیم......!!!!!!

نمی دونم اقای ریئس جمهور تا کی می خواد گردن اسراییل و صهیونیسم رو از بیخ ببره در حالی که داخل کشور دیگه نه از لحاظ  معنوی و نه از لحاظ مادی و امنیتی و ..... مشکلات زیادی داره......

اسم شیرینی دانمارکی و تغییر دادیم و اما این فاجعه رو چیکار باید کرد؟؟!!!!!!

 

 مضافا مطلع شدم که تیمی که مسول طراحی این سوالات بودند نخبگانی بودند که به صورت مستقیم توسط جناب محترم وزیر اموزش پرورش انتخاب شدند!!!!!!

 

التماس دعا

یا زهرا

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در جمعه چهارم اسفند 1385 |

 

یا رب العباس

 

من آن غلام سیه رویم که دلم زخمیه گناه است وتنم سوخته ی تاریکی ....غبار حریم تو را به آغوش جان کشیدم ........................

بوی خوش تنم , مستانه ی جانم , اعجازغبار حریم توست ..................

 

دست گدایی به سوی تو دراز میکنم .... دست خالیه  من و دامن کرم تو .... دست من کاسه ای تشنه...

ارباب !

تشنه ام ... مرا نیز میان طفلان خیمه ها سیراب کن ... عطش تو تمام  مرا احاطه کرده ... عشقت به تنم زیادی میکند.. جان نحیف من تاب این همه مستی را ندارد ... دل من نیز کنار رقیه ی حسین چشم به راه است...چشم به راه علقمه ...

ای من به فدای چشمان خونبارت آن هنگام که سر بر بالین حسین می گریستی ....

من به فدای تو در آن دم که مشک آبرو را به دندان غیرت  کشیدی ....

جوانی ام فدای شریان سرخ دستانت  در آن نفس که قربانیه حسین حق گشتی ....

من فداییه نام تو که فرق مردانگی ات به پای ثارالله گلگون شکافت....

بی تابم ..بی تاب زینبت که چادر تنهایی اش بی تو میان حرامی ها خاکی شد ....

ای حنجره ی خونین فریاد دین!

 

 

                    ...گر به دستم بود یک تیغ و ترنج     گر بریدم راس خود از من مرنج...

 

 

 نظر کن !

 تا برای تو بمیرم ....

 

                                                          مرا مست بمیران !

 

 گدای علقمه

علی علی

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در چهارشنبه دوم اسفند 1385 |

 

 

تا حالا فکر کردین؟؟؟

این همه سختی!!

اه بابا خسته شدم دیگه،چقدر آخه تو دنیا سختی بکشم.......

مگه دنیا خدا نداره؟ مگه خدا مهربون نیست ؟ پس چرا این همه سختی؟؟؟

خب خیلی خلاصه عرض کنم .....

سختی ها در دنیا چهار علت دارند:

1)      خوب بودن انسان ؛ در این مورد سختی موجب افزایش و ارتقای مقام انسان و ... می شود.

2)      بد بودن انسان ؛ در این مورد سختی ها موجب از بین رفتن اثرات وضعی و همچنین اثرات بد اخروی می شوند .

3)      امتحان انسان ؛

4)      ارتباط هر چه بیشتر انسان با خداوند ؛ که موضوع این پست هم همین مورد خواهد بود....

 

چرا ذات اقدس خدا یک سیستم بی نقص از تمامی سیستم ها ایجاد نمی کند که انسان سختی نکشد؟؟؟

خب جواب بنده برای این سوال این هستش که....

اصولا ما انسانها وقتی در باره ی امر بزرگتری سخن می گیم ابتدا قیاس می کنیم اون امر روبا خودمون...

در خیلی از موارد وقتی شبهه ای در اعتقاد انسان ایجاد می شه ناشی از همین قیاس اشتباه عملکرد خداوند با عملکرد بشریته..

 

نکتــــــــــــــــــــــــه ی مهـــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

عقل الهی با عقل بشری متفاوت است .... برای نقض تشابه عملکرد عقل الهی با عقل بشری از فرمایش امام صادق (ع) استفاده می کنم ، که در مباحثه ای به جابر فرمودند :

 

"این عقل بشریست که مقید به علت و معلول است و لیکن عقل و عملکرد الهی آن مقید به این شرط نمی باشد و ما از بیان و توصیف آن عاجزیم....."

 

خب این هم مثال نقض برای تشابه (انشا الله وقتم بیشتر شد مبحث عقل رو قشنگ تحلیل می کنم)

 

حال برگردیم به جواب....

این عقل و تدبیر و خاصیت مطلوب مدیریت ما انسانها و در کل بشریت(اخه بعضی از اقشار بشریت انسان نیستند!!!!)  هستش که می خواهیم مدیریتی بی نقص داشته باشیم و این را برتری می دانیم (که البته هدف هم همین است)

این حرف بنده به معنی ناقص بودن مدیریت الهی نیست خدای نکرده...به معنای تفاوت همون عقل بشری و نقص بی شک اون در برابر عقل الهیست و این مطلب که باید تعریف کنیم آیا اساسا نقص چیست؟؟؟!!

 

در مدیریت علمی-اسلامی (در بقیه شاخه های مدیریتی به غیر از مدیریت علمی در روابط انسانی و یا نظریه ی yاقای مک گریگور وجود نداره) مدیر خوب موظفه در رابطه ی عاطفی با زیر دست خودش قرار  بگیره..(ولی متاسفانه اونقدر دیدم از دوستان!!! بنده خدا ! ترم دوم  یه رشته مهندسیه ، ریاضی 1 رو هم با 10 پاس کرده دیگه وقت ملاقاتش می ره برا اونور سال همیشه!!!!)

 

خداوند در این دنیا سیستمی آفریده که بشریت در ارتباط تنگاتنگ با او یعنی خداوند باشه .

در نتیجه سختی های این دنیا برای این شدند که :

1)      انسان (عبد) با خدا (مولا) ی خود در ارتباط عمیق قرار بگیره و برای حل هر مشکلی حضور او رو حس بکنه و بتونه به او وصل بشه

2)      انسان متوجه بشه که اتصال به مولا یا ذات اقدس خدا بدونه توجه و نگاه او میسر نیست

مثلا یه سوال آیا اثر گرسنگی در ماه مبارک رمضان با گرسنگی به علت اینکه بشینی قوتبال ببینی و یادت بره غذا میل کنی یکیه؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

در آخر ...

ازتون خواهش می کنم بعد از مطالعه کمی فکر کنید و بعد اگر نظری داشتید بفرمایید ...

 

سبز باشید و علوی ، زیر علم علمدار

صلوات

یا زهرا

 

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 |

 

 یا رب العباس

 

تا به حال حدیثی از عباس حسین شنیده اید؟

خیر...

 ارباب ما بنا بر ادب الهی  خود, بعد از فرمایشات  برادر و امام و سرور خود یعنی حسین فاطمه سخن نمیگفت...

اما نه... امروز حدیثی آورده ام که اربابم , پور بی مثال حیدر در تمامی لحظات عمر گرانبها و پر برکتش بر لبان مبارک جاری می نمود و هماره آن را برای خلق الله میخواند ...

 

قال اباالفضل العباس (ع) :

 

                                    ....   حسین (ع) ....

 

ذکر شب و روز عبد صالح حق ... یل باوفای ام البنین...مسیر نگاه زینب... چشم امید رقیه ... عزیز دل زهرا...نور چشم حسین فاطمه  ...عباس بن علی    حسین است حسین....

 

                                                                              

 

                            تا خدا... ناخدای دست تو ...

  

 

                               زمزم من تشنگی  *********  کعبه ی من علقمه

 

 

 

مستحق

 

علی علی

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 |

خيمه شيشه اي
اواين همايش تقدير از توليد كنندگان محتواي ديني وانقلابي در اينترنت
(بررسي راه هاي توسعه وگسترش توليد محتواي ديني وارزشي در اينترنت)

 اهداف برگزاري همايش
1- هم انديشي وتعامل ميان توليدكنندگان محتواي ديني وانقلابي
2-  شناخت ظرفيتهاي نهفته وپنهان دنياي مجازي در زمينه توليد محتواي ديني
3- شناخت ضعفها وكمبودهاي فضاي سايبر در زمينه توليد محتواي ديني
4- ارائه راه كارهاي مفيد ،علمي وعملي در زمينه توليد محتواي ديني در اينترنت
5- شناسايي وبه كارگيري افراد فعال، توانمند، خوش فكر وخلاق در زمينه توليد محتواي ديني وارزشي
6- معرفي اينترنت« به خصوص وبلاگها» به عنوان رسانه اي قدرتمند وجبهه اي جديد در مقابل جبهه تهاجمي غرب و صهيونيزم عليه اسلام.
7- تقدير وتشويقوبلاگ نويسان « توليدكنندگان محتوا» در جهت گسترش توليد محتواي ديني وانقلابي

برنامه هاي همايش:
- همايش به مدت يك روز به تاريخ 17اسفند85 برگزار خواهد شد.
1- فراخوان(مقاله، شعر،داستانك«مينيماليستي»،قطعه ادبي، كاريكلماتور،عكس،sms)
2- ثبت نام وانتخاب وبلاگ هاي برتر ديني وانقلابي
3- مسابقه( ازدل مي گويم براي حسين«ع»)
4- كارگاه آوزش وبلاگ نويسي
5- همايش تقدير از توليد كنندگان محتواي ديني وانقلابي در اينترنت

1- فراخوان
- در هفت بخش مقاله،شعر، داستانك، قطعه ادبي، كاريكلماتور،عكس وsmsبرگزار مي شود. آثارارسالي بايدبيانگر اهداف برگزاري همايش بوده، با توجه به موضوعات ذيل توليد شوند.

- موضوعات:
1- اخلاق وسيره نظري وعملي پيامبراعظم(ص) واهل بيت(ع)
2- قرآن وكتب مرجع (نهج البلاغه،صحيفه سجاديه، كتب حديث و...)
3- فقه واحكام اسلامي
4- مهدويت
5- ولايت فقيه
6- عاشورا(حماسه حسيني)
7- دهه فجر،دهه اميد
8- انقلاب اسلامي(بزرگترين قرباني تروريسم)
9- فن آوري هسته اي(حق مسلم ايران)
10- هلوكاست(افسانه اي به وسعت تاريخ)
11- مقاومت جهان اسلام(حزب الله نماد مقاومت)
12- قدس آمال مسلمين
13- صهيونيزم واستكبار جهاني
14- دفاع مقدس(سرداران جنگ)

- مهلت ارسال آثار تا تاريخ يكم اسفند 85 مي باشد.
- از پذيرفتن آثار بعداز موعد مقرر معذوريم.

الف- مقاله نويسي
- مقالات را مي توانيد به دوصورت الكترونيكي يا كاغذي ارسال كنيد:
1- الكترونيكي : به آدرسnevis@kheime.infoارسال كنيد.
2- كاغذي: بايد در دو نسخه در كاغذهايي با ابعاد A4(باشرايط فاصله 3 سانتي متر از كناره، اندازه ي 14 وخط نازنين)درج شده باشد.
- حجم مقالات از 10 صفحه تجاوز ننمايد.
- مقاله بايد شامل عنوان،نام نويسنده يا نويسندگان، چكيده،واژگان كليدي،مقدمه،بحث ونتيجه گيري ومنابع مورداستفاده باشد.
-مقالاتي كه براساس محورهاي ذيل توليد شوند به صورت ويژه داوري وجداگانه انتخاب خواهند شد.
- محورها:
1- محتواي ديني وارزشي در عرصه وبلاگها(weblog)
2- محتواي ديني وارزشي در عرصه سايتها(website)
3- محتواي ديني وارزشي در عرصه گروه ها(groups)
4- محتواي ديني وارزشي در عرصه تالارهاي گفتگو(froms)
5- محتواي ديني وارزشي در عرصه اتاق هاي گفتگو(chat)
6- محتواي ديني وارزشي در عرصه نشريات الكترونيك


ب- شعر
- تعداد اشعار ارسالي حداكثر 3 اثر مي باشد.
- محدوديتي در قالب اشعار نمي باشد.
- اشعار را به دو صورت كاغذي والكترونيك مي توانيد ارسال كنيد.(آدرس الكترونيكsher@kheime.info)

ج- داستانك
- تعداد كوتاه نوشته هاي ارسالي حداكثر 3 اثر مي باشد.
- مي توانيد به دو صورت كاغذي والكترونيك ارسال كنيد.(آدرس الكترونيك dastanak@kheime.info)

د- قطعه ادبي
- تعداد قطعات ادبي ارسالي حداكثر 2 اثر مي باشد.
- مي توانيد به دو صورت كاغذي والكترونيك ارسال كنيد.(آدرس الكترونيك ghete@kheime.info)

هـ - كاريكلماتور
- تعداد آثار ارسالي حداكثر4 اثر مي باشد.
- مي توانيد به دو صورت كاغذي والكترونيك ارسال كنيد.(آدرس الكترونيك kalamat@kheime.info)

و- عكس
- هر فرد مي تواند حداكثر 10 قطعه عكس سياه وسفيد يا رنگي ارائه دهد.
- اندازه عكس ها حداقل 25×20وحداكثر30×30سانتي متر تعيين شده است.
- در صورت ارائه عكس آنالوگ،نگاتيو عكس ودر صورت ارائه عكس ديجيتال(عرض حداقل1200پيكسل وفرمتtif  يا jpg)لوح فشرده حاوي فايل عكس به همراه اصل اثر ارسال گردد.
- عكس ها نبايد قاب يا پاسپارتو داشته باشند.
- اگر عكس ها به صورت مجموعه ارائه مي شوند، ترتيب نمايش آنها مشخص گردد.
- از نوشتن هرگونه اطلاعات در پشت عكس ها خودداري شود.
- آثار پذيرفته شده عودت داده نمي شود.( نگاتيو عكس هاي آنالوگ برگردانده خواهد شد.)
- مي توانيد آثار خودرا به صورت الكترونيكي به آدرس pic@kheime.info ارسال كنيد.
- برگزار كننده حق استفاده از عكس هاي پذيرفته شده را براي خود محفوظ مي داند.

2- ثبت نام وانتخاب وبلاگهاي برتر ديني وانقلابي
- در 3 بخش برگزار مي گردد.

الف- بخش اول:
دراين بخش وبلاگ نويساني كه قبل از تاريخ يكم بهمن ماه 85 وبلاگ خودراراه اندازي كرده  ودر زمينه موضوعات اعلام شده در بخش فراخوان همايش مي نويسند،مي توانند شركت نموده،وبا تكميل وارسال فرم مجود در سايت همايش در ليست انتخاب قرار گيرند.

ب- بخش دوم:
در اين بخش وبلاگ نويساني كه قبل از تاريخ يكم بهمن 85 وبلاگ خود راراه اندازي كرده اند اما در زمينه موضوعات اعلام شده در بخش فراخوان همايش نمي نويسند،با نوشتن حداقل يك پست مرتبط وتكميل وارسال فرم موجود در سايت همايش مي توانند در ليست انتخاب قرار گيرند.

ج- بخش سوم:
در اين بخش افرادي كه وبلاگ ندارند مي توانند با راه اندازي يك وبلاگ ونوشتن در زمينه موضوعات اعلام شده در بخش فراخوان وتكميل و ارسال فرم موجود در سايت همايش در ليست انتخاب قرار گيرند.

- در هر بخش 3 وبلاگ برتر برگزيده مي شود.
وبلاگ هاي برتر توسط هيئت داوري وبا توجه به معيارهاي ذيل انتخاب مي شوند:
1- محتواي وبلاگ از نظر كيفي وكمي
2- استفاده از جلوه هاي بصري وقالب وبلاگ
3- تعداد بازديدكنندگان وميزان تعامل نويسنده با مخاطبان و...

 

3- مسابقه(ازدل مي گويم براي حسين(ع))

در اين بخش مي توانيد با نوشتن يك مطلب براي امام شركت نماييد .
- هيچ محدوديتي در نوع نوشتار وجود ندارد.
- بهتر است نوشته ها، صميمي وبي تكلف نگارش شوند.
- مي توانيد از شعر، قطعه ادبي وحتي داستانك استفاده نماييد.
-حداكثر حجم مطلب توليدي بايد 5 سطر باشد.
- مطلب را به آدرسmosabeghe@kheime.info ارسال كنيد.

4- كارگاه آموزش وبلاگ نويسي( مقدماتي)

- درروز همايش(صبح) به مدت 3 ساعت( از ساعت30/8 الي 30/11) در دو بخش تئوري(يك ساعت) وعملي(2ساعت) برگزار خواهد شد.
- جهت شركت دركارگاه مي بايست درخواست ومشخصات كامل خود را به آدرس الكترونيكيworkshop@kheime.info  ارسال نماييد.

- آخرين مهلت جهت ثبت نام در كارگاه 10 اسفند 85 مي باشد.

 مباحث:
الف- تئوري:
1- وبلاگ چيست؟
2- كاربرد وبلاگها
3- ويژگي هاي وبلاگ
4- چگونه وبلاگ بنويسيم
5- اخلاق در وبلاگ!
و...
ب- عملي
1- چگونه يك وبلاگ بسازيم؟
2- چگونه ايميل بسازيم؟
3- چگونه وبلاگ خود رابه موتورهاي جستجو معرفي كنيم؟
4- چگونه در وبلاگمان عكس وصوت قراردهيم؟
و...

5- همايش تقديراز توليد كنندگان محتواي ديني وانقلابي در اينترنت
- همايش در تاريخ17 اسفند85 از ساعت 30/11 الي 18 برگزار خواهد شد.
- مكان برگزاري همايش سالن کوثر سازمان صدا و سیما واقع  در تهران مي باشد.
- شركت در اين همايش براي عموم آزاد است.
- در كنار برگزاري همايش نشست هاي نقد وبررسي برگزار خواهد شد.

و در آخر این هم لینک سایت خیمه برای ثبت نام عزیزان "خیمه ی شیشه ای"

صلوات

یا زهرا

نوشته شده توسط دانشجوی همیشگی دانشگاه العباس(ع) در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 |